أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

281

قانون ( فارسى )

سبب استسقاهاى سه‌گانه ما سبب استسقا را بطور عمومى بيان كرديم . اينك چگونگى تكوين و ايجاد هريك از آن انواع سه‌گانه را شرح مىدهيم و مراحلى را كه سبب به وجود آمدن استسقا در هريك از حالات مىشود توضيح خواهيم داد . اكنون از استسقاى خيگى شروع مىكنيم . - استسقاى خيگى چگونه رخ مىدهد ؟ - مادهء آبى در بدن زياد است كه بايد بيرون رود ، امّا راه طبيعى براى خروج آن بسته است و به مانع برمىخورد ناچار برمىگردد و در جايى - هر جا باشد - فرو مىريزد . اين فرو ريختن در جاى غير طبيعى و از روى ناچارى چند جهت دارد : 1 - ممكن است درحالىكه با بن‌بست در راه خروج طبيعى روبرو شده است ، كم‌كم تراوش كند به جاى ديگر منتقل شود . 2 - آب در اندازه زياد است . يا در بن‌بست و سد جمع آمده است ، بخار مىكند و بخار به آب تبديل مىشود . طبيعت از روى ناچارى كه اين بخار و آب را تحمل نمىكند از بالا آن را به پايين پرت كرده ، آب پرت شده و دفع شده از گدارهايى فرو مىريزد كه به فراغ شكم و گودالهاى خالى در اندرون بدن كه در روده‌ها موجودند - مىريزد . اكثرا مادهء آبى كذائى كه راه خروج طبيعى را مسدود مىبيند و سرگردان مىشود ، در ميان پردهء پيهى نازك ( ثرب ) و پردهء پوششى درونى كه لايهء نزديك به شكم است ( صفاق ) راكد مىماند و همين‌كه در اين ميانه استقرار يافت شروع به خوردن مادهء نازك چرب پيهى ( ثرب ) كند و آن را مىخورد . قبلا ياد گرفتى كه اگر مادهء ريختنى چنين ناباب حتى از راه طبيعى بيرون رانده شود ، چرك را در استخوانها نفوذ مىدهد ؛ تا چه رسد به اينكه راه بر او بسته باشند كه ديگر واويلاست . 3 - گدارى از گدارهايى كه از آن غذا به كبد مىرسد ، ترك برده است آب از آن مىچكد و به كبد نمىرسد . 4 - چنان كه طبيبان پيشين فرموده‌اند و يكى از طبيبان متأخر و نو آمده اين نظريه را به خود نسبت داده است ، مادهء استسقاى خيگى در حالت به بن‌بست رسيدن و برگشتن در دهانهء رگهايى مىريزد كه در فاصلهء ميان زهدان و ناف است و جنين از آن تغذيه مىكند . دهانه رگهاى مورد بحث - كه آب مادهء استسقايى به آنها راه دارد - گدار ريزش بول بچه است بچه تا در بچه‌دان است و به دنيا نيامده است از راه ناف بول را بيرون مىدهد . و در هنگامى كه از مادر مىزايد تا نافش را نبريده‌اند از راه ناف بول بيرون مىدهد . هرگاه راه بول كه از ناف آيد بريده و مسدود شد ، بول رو به آبدان ( مثانه ) مىرود و از راه مثانه بيرون مىريزد . اگر سد سر راه مادهء آبكى ذكر شده ، آب را از راه طبيعى برگردانيد و نيروهاى دفع‌كننده از هر طرف آن را دفع كردند ، مادهء آبى از راه رگهايى كه بچه‌دان و ناف را بهم پيوند داده‌اند به جريان مىافتد ، تا به دهانهء رگها مىرسد ، كه از راه ناف بيرون ريزد . و اگر به دهانه رسيد و راه را بر خود بسته ديد ، و نتوانست از ناف سر بيرون آرد فشار راكد ماندن آن شكم را مىشكافد و شكم باز مىشود و نسبت به حجمى كه در خلقت يافته است بسيار بسيار