أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

226

قانون ( فارسى )

حالا اين همه مواد يعنى آنچه مىبايست خون ، آب ، صفرا و سودا شود ، با ماده ديگرى كه سزاوار آن بود دردى گردد و با مدفوع دفع شود جمع آمده‌اند و ناچار بسيار زياد شده‌اند ؛ گدار تنگ است و راه بسته و شلوغى مواد گير كرده و معركه مىكند . حال به بحث از بخش دومى كه راه‌بندان در آن ايجاد شده و زندان مواد ذكر شده گرديده است بپردازيم : - چگونه بدانيم كه راه‌بندان در كجا واقع شده است ؟ اينك نشانى جاى راه‌بندان : در طرف كبد احساس سنگينى مىشود ، احساس سنگينى چرا ؟ - مادهء غذائى ويژهء كبد به سوى آن در راه است . همين‌كه به كبد وارد شد ، پيش از آنكه به مرحله‌اى برسد كه به خارج كبد منتقل شود ، - مثلا به سوى كيسهء زهره يا طحال ، يا كليه و حتّى براى دفع شدن برود . يا از آن نوعى باشد كه در كبد ماندگار مىشود ، عادتا حجمش زياد است و آوند را پر كرده و بخشى از آن در گدارى به جريان مىافتد كه راه‌بندان است درنتيجه برمىگردد و راكد مىماند و در اثر آن سنگينى احساس مىشود . حال اگر اصلا به كبد راه نيابد و هنوز نارسيده به منزل گير كند ، چگونه سنگينى ببار نمىآورد . سنگينى درحالىكه ورم باشد احساس مىشود . اما اين سنگينى از ورم نيست بلكه از نزديك ورم است و سنگينى طرف ورم زياد نيست و شدت چندانى ندارد كه بدان زياد اهميت داد . امّا درد ورم از درد سنگينى شديدتر است . اگر راه‌بندان رخ داده و خالص است ، يعنى همراه سببى نيست درد و آزار شديد نيست و اگر باشد اندك و ناچيز است . به علاوه همراه راه‌بندان خالص تب نيست . - چگونه بر ورمى كه سبب راه‌بندان مىشود آگاهى يابيم و بدانيم كه ورم است ؟ 1 - ما قبلا دلايل ورم را ذكر كرده‌ايم و تو مىتوانى بدانها رجوع كنى . 2 - بول و مدفوع بيمار را معاينه كن ! پى به وجود ورم مىبرى . 3 - دلايل ديگرى نيز هست كه آنها را در بحث از ورمها ذكر مىكنيم . - نشان وجود بندآمده در كبد را مىتوانى از شخص بيمار كسب كنى بدين قرار : 1 - بيمارى كه كبدش با راه‌بندانها در گيرودار است كم‌خون بوده و رنگ رخساره‌اش زشت و تباه است . 2 - اگر راه‌بندان كبد از باد باشد نشانيش اين است كه احساس سنگينى در جاى راه‌بندان احساس مىشود و اين احساس سنگينى منتشر مىگردد . 3 - اگر راه‌بندان در كبد از اثر قبوضيت و خشكى در گدارها است ، بايد بيمار را استنطاق كنى . الف - شايد سببهاى قبوضيت‌آور قبلى اين كار را كرده باشند . مثلا بيمار آب و نوشابه‌هاى بسيار قبوضيت‌آور و گيرنده تناول كرده باشد . ب - خشكى بدن بيمار نيز از گواهان اين نوع بندآمدنيهاى كبد است . 4 - از آنجا كه اندامان نفس‌كش با كبد شراكت دارند ، احتمال دارد كه پيرو وقوع راه‌بندان در كبد نفس كشيدن با دشوارى روبرو شود .