أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
10
قانون ( فارسى )
عبارت از تنگنايى است از اجزاى معده كه بعد از مرى شروع مىشود و هنوز به فراخناى معده نرسيده است ؛ و گاهى قصدشان از دهانهء معده ، مرز مشترك ميان مرى و معده بود . برخى بودند كه دهانهء معده را فؤاد يا قلب كه هر دو به معنى دل است مىگفتند . كسانى هم بودهاند كه وقتى بحث دهانهء معده را به ميان مىآوردند اشاره به دل خود مىكردند . اينچنين كسانى يا فكر مىكردند كه دهانهء معده و قلب يك نام دارند و در اين نام شريكند ، يا اين جداگانگى دهانهء معده و قلب را حس نمىكردند ، كه اين گروه از پيشينيان باستانى و بسيار قديم بودهاند . ليكن بقراط كه فؤاد را نام مىبرد ، بارها قصدش معده است و براى اين گفته راهى يافته است . فصل دوم بيماريهاى مرى مرى به انواع سوءمزاجها مبتلا مىشود و از انجام دادن كار خويش باز مىماند و نمىتواند وظيفهاى را كه بر عهده دارد - چنانكه بايسته است - ادا كند ؛ يعنى عمل بلع با مشكلاتى روبهرو مىشود . گاهى بيماريهاى ابزارى نيز بر مرى تأثير مىگذارند . شايد بيماريهاى اشتراكى ( از عضوى ديگر بيمارى كسب شود ) به سراغ مرى آيند . امكان دارد ورم گرم ، ورم سرد و ورم سخت هم در مرى پيدا شود . گفتيم بيماريهاى ابزارى بر مرى تأثيرگذار است . اكثرا مرى در اينباره از رخ دادن بندآمدنيها به بيمارى مبتلا مىشود ، كه اين راهبندان در مرى چند احتمال دارد : 1 - مهرهاى از مهرههاى گردن از جاى خود بلغزد و فشار بر مرى بياورد و راهبندان ايجاد شود . 2 - ورم در اندام همسايهء مرى رخ دهد و از فشار همسايهء ورم كرده راهبندان در مرى رخ دهد . 3 - يا ورم در خود مرى است و سبب راهبندان شده است . 4 - ورم در ماهيچهاى است كه مرى را دربرگرفته است . بيماريهاى مشترك كه مرى را از انجام كار خود بازمىدارد اكثرا نزيف خون و جهيدن خون است . كه يك دفعه خون منفجر شود . فصل سوم قورت دادن ( بلع ) بدان ! كه وظيفهء مرى عبارت است از بلعيدن و قى كردن ، يعنى هم بلعيدن و هم قى كردن به عهدهء مرى است . بلعيدن چگونه انجام مىشود ؟