أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

224

قانون ( فارسى )

مىآيد . گفتيم اكثرا اما گاهى رخ مىدهد كه در قسمت كوژى كبد نيز راه‌بندان بوجود آيد ؛ كه اين حالت كمتر اتفاق مىافتد . پيامد ايجاد راه‌بندانها در كبد : اين بند آمدن راه گدار در كبد را مىتوان سبب اصلى و مادر اكثر بيماريهاى كبد به‌شمار آورد . هرگاه راه‌بندان بوقوع پيوست و راه به زودى باز نشد و انسداد طول كشيد مادهء گير كرده و از جريان افتاده مىگندد . و از گنديدن آن تبها و ورمها به‌وجود آيند تا آنجا كه سر به استسقا مىكشد . بادهايى توليد مىشوند كه سبب آزار و درد سخت براى كبد است . ماده‌اى كه در راه ممكن است گير كند شناسنامه‌اش چيست ؟ 1 - چنين ماده‌اى يا خلط غليظ و يا خلط لزج است و يا در اندازه زياد است و امكان ندارد با اين انبوهى كه دارد از راهى كه در پيش گرفته است به آسانى بگذرد و ناچار گير مىكند . 2 - ورم در سر راه جريان پديد آمده و راه را بسته است . 3 - باد داخل گدار جمع آمده و مانع امكان جريان شده است . 4 - حالتى گيرنده و قبوضيت‌دهنده بر گدار فرود آيد كه ماده را مىگيرد و آن را از جريان باز مىدارد . 5 - گويند ممكن است گوشتى زائد روئيده يا ازگيل سر برآورد ، و يا چيزى بيگانه همراه خلط غليظ است ، كه اين خرابكارى را انجام داده است . من اين رأى را بعيد مىدانم و اگر باشد بسيار بسيار نادر است . زيرا دهانهء رگهاى غذارسان به كبد پى هستند ، و چيزى بر پى نمىرويد . وانگهى اين دهانه‌ها بسيارند فرض كنيم گوشت زائد يا ازگيل در بين راه روئيده است ، دهانه گدارها يكى دو تا نيستند ، چگونه راه‌بندان در يك آن واحد در هر مجرا و گدارى رخ مىدهد . اكنون برگرديم به سرآغاز بحث فصل : راه‌بندان از اثر ناتوانى نيروى هضم‌كنندهء غذا ، از ناتوانى نيروى پالايشگاه - كه خون را از ساير مواد مخلوط با خون جدا مىسازد - و از ناتوانى نيروى دفع‌كنندهء مواد از كبد ، رخ مىدهد . سبب ناتوانى اين نيروها سوء مزاج گرم يا سوء مزاج سرد و غيره است ، كه در كبد بوجود آمده يا از اثر هوا و غيره از خارج به كبد روى آورده است . مادهء بندآورندهء گدارها از چه توليد مىشود ؟ 1 - از خوراكيهاى غليظ ، از گوشت و بويژه از اثر خوردن گوشت پرنده . 2 - از خوراكهاى تباه كه پيرو اشتهاى تباه مىباشند از قبيل زغال ، گچ ، چوبك رخت‌شوئى و غيره . 3 - از برخى سبزىها و ميوه‌ها از قبيل : قارچ ، برخى از انواع گلابى ، زالزالك و امثال آنكه اگر در حالتى كه تناول شده گوهر غليظ داشته باشد ، ممكن است در اين رهگذرهاى تنگ گير كند . البته شايد بعضى از اين تناولىها سردمزاج و كم‌مايه و لطيف باشند و در راه گير نكنند و شايد گرم‌مزاج و غليظ باشند و حرارت مساوى با غلظت باشد كه سبب راه‌بندان مىشود .