أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
200
قانون ( فارسى )
3 - اگر ورم يا قرحه يا آسيبى در اندازهء طبيعى كبد يا راهبندانى در كبد رخ داده است ، يا غير اينها است . . . تو علاج اين حالتها را چنان كه در علاج اندامان ديگر ياد گرفتهاى پيروى كن ! 4 - بهترين وقت و هنگام براى تناول داروى علاج كبد و بهويژه براى باز كردن بند آمده و امثال آن وقتى است كه حدس مىزنى چيزى كه از معده به كبد رسيده ، به مدّت كافى در كبد مانده و هضم شده است . بايد ميان وعدهء خوراك تا وعدهء دومى وقت كافى و مناسب حال بگذرد . عادتا مردم عقيده دارند كه وقت خوب براى دارو خوردن بيمار كبد وقتى است كه از خواب تازه برمىخيزد . يا تازه از حمام بيرون مىآيد و با آب گرم آبتنى مىكند . 5 - هرگاه داروى تحليلبرنده و بازكن بندآمده را به بيمار مىدهى ، حتما بايد آن دارو را با داروى قبوضيتآور تقويتكننده مخلوط كنى ؛ بهويژه در بيماريهاى بندآمدنىها و در بيمارى ورم كبد . مگر اينكه قبوضيت بيمار به افراط و از اندازهء متوقع بسيار پا فراتر گذاشته باشد . 6 - تا مىتوانى كارى مكن كه مزاج كبد را بسيار سرد گردانى ، زيرا بيم آن مىرود كه بيمارى استسقا گريبانگير بيمار شود . 7 - و تا مىتوانى كارى مكن كه كبد بسيار گرممزاج گردد . كه پژمردگى بيمار را با خود دارد . 8 - بايد اندازهء سوء مزاج كبد و نوع آن را به دقّت بررسى كنى و بدانى كه مزاج طبيعى كبدى كه تو معاينه مىكنى و به علاج آن مىپردازى ، چه نوع و در چه درجهاى بوده است ؛ تا اگر خواستى كه سوء مزاج را رفع كنى و كبد را به حالت طبيعى و مزاج طبيعى برگردانى موفق باشى . هرگاه ديدى كه مزاج را به حالت طبيعى برگرداندهاى ، از معالجهء تعديل مزاج دست بردار ! 9 - بدان ! كه اگر در معالجهء كبد اشتباهى را مرتكب شدى ، نه تنها به كبد زيان رسانيدهاى بلكه آسيب اشتباهت دامنگير رگها و درنتيجه همهء بدن مىشود . 10 - بسيار دقت كن نكند بيمار را ادرار دهى در وقتى كه نياز به اسهال دارد . يا بيمار را اسهال دهى در شرايطى كه بايد ادرار داده شود . مثلا مادهء بيمارى در ته و گودى كبد است كه بايد وسيلهء اسهال پاكسازى شود ؛ اگر بخواهى وسيلهء ادرار به كار برى اشتباه بزرگى كردهاى . يا مثلا ماده در قسمت كوژ كبد قرار دارد كه نياز به ادرار دارد تا معالجه شود ؛ تو بيمار را اسهال دهى كاملا اشتباه است . 11 - داروهايى كه بايد در بيمارى كبد به خورد بيمار بدهى بدين قرار است : الف - داراى گوهر لطيف باشد كه بتواند به آسانى به كبد برسد . ب - بايد خرد و سائيده و نرم شده و زبرى در آن نباشد . ج - دارو در مزاج گرم يا سرد يا گيرنده باشد فرقى نمىكند بايد شروط بالا را در آن ملاحظه كنى . 12 - داروهاى لطيف و لطافتبخش با اينكه بازكنندهء بند آمده هستند ، ليكن نوعى تندى به خون مىبخشند ؛ پس بايد اين را در نظر داشته باشى و داروهائى را در معالجهء كبد تجويز كنى كه هم بازكننده و هم لطافتبخش باشند كه در اين زمينه آب ريشهها ( ريشههاى چهارگانه ، ريشهء كبر ، و رازيانه و كاسنى و كرفس . ) هر دو كار را انجام مىدهد : هم لطافتبخش است ، هم بازكننده . و البته احتمال دارد تناول كردن آب ريشهها توليد خلطهاى گوناگون در كبد كند ؛ پس بايد بيمارى كه آب ريشهها را دو روز يا سه روز متوالى تناول مىكند ، چيزى ملين و نرمىبخش شكم نيز بخورد تا مادهء