أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
170
قانون ( فارسى )
حالات و همه داروهاى لازم است . بهويژه اگر كسى خونابهء چركالود قى كند ، اين قرص بهترين علاج اوست . اين قرص ايثاروس - چنان كه در اقرابادين آمده است - از جالينوس روايت شده است كه رازيانهء شامى ، بزر كرفس براى خوشبو كردن و تغذيه دادن در آن بهكاررفتهاست . خاراگوش نيز در آن وارد است كه خاصيت خلط را مىزدايد و آن را پايين مىراند و دهانهء معده را تقويت كرده آن را محكمتر مىنمايد . دارچين نيز در آن هست تا از خوشبويى كه دارد بر ضد خونابهء چركين عمل كند و آن را اصلاح نمايد و ماده را تحليل ببرد . خوشبويى دارچين با كليّهء اندامان پىآلود سازگار است . افيون نيز در قرص مذكور وارد است تا خوابآور باشد و كرخى آرد . گند بيدستر هم هست تا سميّت افيون را خنثى كند و از خرابكارى افيون جلوگيرى كند و نگذارد زيانى به بيمار برساند . 20 - قرص كوكب نيز در اينباره بسيار بهرهرسان است . اگر دل بهم آمدن از اثر ناتوانى معده باشد ، قى كردن آن را تسكين نمىدهد . نبايد زوركى خود را قى دهند . امّا اگر قى خودبهخود و بدون تكلّف آيد ، به نفع بيمار است . 21 - چنين كسانى اگر قاوت جو سفيد پوستكنده بخورند بهره مىبينند . اگر كسى در بهاران بسيار تهوع دارد و اين حالت دستبردار نيست ، و عادت داشته است كه زياد قى كند و بهويژه در فصل بهار به قى كردن عادت گرفته است . تقريبا چهار درهم پياز نرگس با نان بخورد و آب گرم يا اسكنجبين بر آن بنوشد . اما نبايد زياد پياز نرگس بخورد كه ممكن است تشنج رخ دهد . فصل هشتم علاج خون برآوردن اگر بيمارى را كه خون برمىآورد معاينه مىكنى ، دقت كن ! هرگاه احساس كردى كه خون برآورده چكيدهء قرحهء درونى است ، علاج قرحه را - كه مىدانى - به كار گير ! اگر تشخيص دادى كه خوندماغ به معده ريخته ، سبب خوندماغ را قطع كن ! كه علاجش را مىدانى . اگر معلوم شد كه خون برآورده از پر شدن رگها و ما زاد آنها است ، كوشش كن آن را كاهش دهى . شايد نياز باشد كه رگ بزنى و به اندازهء دو رطل خون از بيمار بگيرى و براى بار دوم نياز بدان افتد كه باز رگ بزنى امّا تنگتر از بار اوّل باشد . اگر خون برآورده از راه دهان بيش از حد متوقع آمد و معلوم شد كه از خون دماغ برگشته است ، دست و پاى بيمار را محكم باندپيچى كن ! بهويژه اگر سبب خون دماغ خوردن داروى گرم بوده باشد . و اگر خون دماغ برگشته به معده و برآمده از راه دهان ، سببش خوردن دارو باشد تقريبا به وزن چهار قوطولى ( بيست و هشت اوقيه ) شراب مخلوط با شير حيوان بنوشند و به تدريج و كمكم و پياپى بنوشند . بعد از آن اسكنجبين سرد شده وسيلهء برف بنوشند .