أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

98

قانون ( فارسى )

همان است كه ذكر كرديم . زن باردار تقريبا دو ماه يا سه ماه خون حيضش بند آيد كه دو جهت دارد : 1 - تا تغذيهء جنين از خون توليد شود . 2 - اگر خون حيض روان شود ، ممكن است جنين را بيرون اندازد . جنين در نخستين مراحل تكوين - كه غذا مىخواهد - تا قريب به دو ماه يا سه ماه جسمى بسيار كوچك دارد و نيازمند غذاى زياد نيست ، خونى كه در رحم جمع آمده است ما زاد بر غذاى بايستهء جنين است . پس ما زاد زيادى در رحم و معده است و به مصرف نمىرسد و بيرون هم نمىرود ، هرگاه جنين به چهارمين ماه مدّت زندگى در زهدان رسيد حتما به غذاى بيش از غذاى سابق نياز دارد ، اين ما زاد خونى كه در رحم و معده جمع شده است به تدريج كاهش مىيابد و با كاهش خون ما زاد ، اشتهاى تباه باردار نيز كاهش مىيابد ، اشتهاى زن باردار را « ويار « 1 » » مىنامند . اگر اشتهاى زن باردار - كه گفتيم نامش ويار است - گرايش به چيز ترش‌مزه و تند و تيزمزه داشته باشد ، خوب و پسند است ؛ اما اگر باردار در ويار آرزوى چيزهاى خشك و خشك‌مزاج از قبيل : گل و زغال و سفال كند ، بد و ناپسند است . گاهى اتفاق مىافتد كه مردان هم به اين اشتهاى تباه مبتلا شوند و سبب مواد زياد و ريختنى است كه بند آمده است . علاج : اول بايد خلط انگيزهء اشتهاى تباه را تخليه كرده و داروهايى كه براى تخليهء چنين خلطى مناسب و بايسته‌اند به كار اندازى ، وسايل معالجهء اشتهاى فاسد و داروهاى آزمايش‌شده در اين - باره به قرار زير است : ماهى نمك‌زده را با تربى كه در اسكنجبين خيسيده باشد بخورند ، آبى را بر ماهى و ترب بخورند كه چيزهاى نامبرده در ذيل با آن آب پخته شده باشند ؛ كه عبارتند از لوبيا قرمز ، نمك ، شبيت ، ترتيزك كاشتنى ، بزر ترتيزك آبى ، و اگر به وزن سه درهم گل همراه ساقه‌هاى زعفران در آن آب مخلوط شده باشد خوب‌تر است . هر ماه يك بار يا دو بار وسيلهء اين آب - كه نوشيدنى است - خود را قى دهند . بعد از آن معجون « هليله‌اى » كه جوز گندم در آن وارد است ، استعمال نمايند . اگر داراى اشتهاى تباه ، زيرهء كرمانى و ننه حوا را ناشتا و بعد از غذا در دهان ريزد و بخايد ، فايده بيند . يا زيره و نان خواه ( ننه حوا ) را گرد كند و در دهان ريزد و بخورد ، يا داروى تركيبى كه در ذيل آيد هر روزه بخورد : نسخه : هل بويا - قاقلهء ريز يك درهم ، هل بوياى درشت يك درهم ، كبابه يك درهم ، شكر طبرزد

--> ( 1 ) - شيخ الرئيس مىفرمايد اين اشتها را وحم يا وحام نامند ، عرب ويار را وحم گويد ، وحام وياركننده است .