أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
91
قانون ( فارسى )
معده را ذكر كردهايم كه يكى از آنها به وقوع پيوستن تخليه و پاكسازيهاى زياد بود . 4 - اگر بىاشتهايى يا كماشتهايى به سبب چگونگى هوا باشد ، بايد سبب را از بيمار پرسيد كه آيا قبل از مبتلا شدن به بىاشتهايى در محيط داراى هواى بسيار گرم يا بسيار سرد زيسته است . 5 - اگر سبب بىاشتهايى از اثر قرحهء آزاردهنده در معده است ، نشانيهايى دارد كه راهنمايى مىكنند و از اين قرارند : الف - نشانى قرحهء آزاردهنده را در بابى ويژه ذكر كردهايم ، ببين كدام از نشانيها در اين آقا يا خانم بىاشتها پيداست . ب - مدفوع اشتها برافتاده را معاينه كن ! آيا اثرى از قرحه در آن هست ؟ ج - اسهال بودن شكم . د - اندك ماندن خوراك در معده و زودگذر بودن خوراك . ه - احساس درد گزشى در معده - گزش از خلط ترش يا شورمزه يا تلخ مزه - كه از نوع گزش پى به چگونگى مادهء قرحهزا و نوعيت قرحه مىبرى 6 - اگر زن باردار از اشتها افتاد ، شكم برآمدهاش نشانى است آشكار . 7 - اگر سبب بىاشتهايى وجود خلط عفونى در معده است ، مىتوانى آن را از چند جهت بشناسى : الف - دل به هم آمدن زياد . ب - تهوّع زياد . ج - گاهگاهى بوى گند دهان اما نه هميشه . د - مدفوع نادرست و بدجنس و ناپسند كه شرح دادهايم . 8 - اگر بىاشتهايى از اثر قطع شدن ريزش مادهء سودايى طبيعى از طحال بر معده است علامتهايى دارد : الف - هرگاه بيمار بىاشتهايى چيزى ترشمزه بخورد و آن چيز ترشمزه معده را غلغلك بدهد و معده آن را بيرون دهد ، اشتهاى بيمار باز و صاف مىشود . تو گويى اين چيز ترشمزه خود را نمايندهء ماده سودايى مورد احتياج دهانهء معده معرفى كرده و كار مادهء سودايى را انجام داده است . 9 - اگر سبب بىاشتهايى ريزش مادهء خلط سودايى بدجنس و معدهآزار است و در اندازه نيز بسيار است ، علامتهايى دارد كه از اين قرارند : الف - مادهء سودايى در برآورده از راه دهان ديده مىشود . ب - بيمار ترشمزگى را در دهان احساس مىكند . ج - خيالات و اوهام دور از حقيقت در بيمار پيدا مىشود . د - زبان بيمار به سياهرنگى گراييده است . ه - بزرگ شدن و برآمدگى طحال كه مادهء ريختنى را در خود حبس كرده است .