أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
89
قانون ( فارسى )
را به فراموشى سپرده است . 16 - باردارى زن و بند آمدن خون حيض در اوايل باردارى سبب بىاشتهايى مىشود ليكن اكثرا به تباهى هضم بيشتر مبتلا مىشوند تا به بىاشتهايى . 17 - شدّت گرماى هوا ممكن است كه سبب بىاشتهايى شود ، كه نيروى بدن را مىگدازد . 18 - سرماى هوا كه شدّتش بيش از حد باشد ، نيرو را سر مىكند يا مانع تحليل رفتن مواد غذايى در معده مىشود . 19 - كسانى كه به بادهپرستى و مستى خو گرفتهاند و آن را ترك مىكنند ، كماشتها يا بىاشتها مىشوند ؛ يعنى سبب بىاشتهايى يا كماشتهايى از ترك عادت مىگسارى ناشى مىشود . ( ترك عادت موجب مرض است . ) 20 - معده با حرارتى زياد روبهرو است كه حرارت هرچند در معده باشد عليه اشتهاست . 21 - ممكن است سبب بىاشتهايى يا كماشتهايى بدخوابى باشد ، دارندهء معده به حدّ لازم نتواند بخوابد يا بيش از حدّ لازم مىخوابد و اشتها را از دست مىدهد يا اشتهايش كاهش مىيابد . 22 - از كمخونى - كه ناتوانى بدن را سبب مىشود - ممكن است اشتها آسيب ببيند ؛ چنان كه مىبينيم تازه از بيمارى نجاتيافتگان - با اينكه معدهء پاك و بىآلايش داشته باشند - بىاشتها يا كماشتها مىشوند ، كه به تدريج هرگاه نيرو را از سر گرفتند و خون كمكم رو به افزايش نهاد ، درجات بىاشتهايى هم پايين مىآيد و اشتها به حال طبيعى بازمىگردد . 23 - گاهى ورزش كردن نيز سبب بىاشتهايى يا كماشتهايى مىشود . 24 - زياد از اندازهء لازم آب نوشيدن ممكن است سبب بىاشتهايى يا كماشتهايى شود . 25 - واكنشهاى روانى از قبيل اندوه زياد ، پكر شدن ، خشم گرفتن و غيره نيز سبب بىاشتهايى يا كماشتهايى مىشوند . 26 - گاهى مىبينى كه انسان ابدا اشتهاى خوراك ندارد ، اما همينكه - و لو بدون اشتها - چيزى از خوراك را تناول كند ، اشتها باز مىشود و با اشتهاى تمام شروع به خوردن مىكند . سبب چيست ؟ الف - يا خوراك كه بىاشتها فرو داده شده است نيروى كشنده را متوجه خود كرده است و نشاط بخشيده است . ب - يا معده بر مزاجى بوده است كه آن مزاج سبب بىاشتهايى شده است ، خوراكى كه بدون اشتها به معده وارد شده است كاملا عليه مزاج مقيم معده - كه اشتهارباست - مىباشد و بر مزاج اشتها برانداز چيره مىشود . مثلا مزاج گرم معده را اشغال كرده است ، خوراكى كه تازه وارد است سردمزاج است ، از سردى كه دارد مزاج گرم را وادار به عقبنشينى مىكند و اشتها پس از عقبنشينى مزاج بدسگال ، سر برمىآورد و كار بر مرام مىشود . يا مىبينى كه كسى از خواب برخاسته و اشتهاى خوراك ندارد به همين حالت ناشتا آب سرد