أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

60

قانون ( فارسى )

ديوار شده است به حدّى سخت است كه دارو از آن نمىگذرد و به مغز نمىرسد . حتّى اگر از دارو بسيار زياد كنى و فشار بر قسمت عقبى بياورى باز به اندازهء اندكى كه بر جان‌دانه يا قسمت جلو سر مىگذارى بهره نمىدهد . علاوه بر اين دارويى كه بر قسمت عقبى سر مىگذارى اگر سرد باشد به منشأ پيها و بيخ نخاع زيان مىرساند . سردردى كه تپش به همراه دارد و تو گويى نبضش مىزند ، دليل بر وجود ورم گرم يا سرد است . اگر ورم گرم است ، خنك‌كننده‌هايى را به كار ببر كه نرمش دهند و حجامت بر مغاكچهء پشت گردن گذار و زالو بر هر دو گيجگاه رها كن ، و دست‌وپاى بيمار را ببند ! اگر ورم سرد است ، داروهايى به كار ببر كه ورم را پراكنده كنند و چيزى با آنها بياميز كه تا اندازه‌اى سردى و تقويت در آن باشد . مثلا روغن گل و فيجن يا روغن گل و نعناع را با آن مخلوط كن ! زمانى كه سردرد تپشى به حدّى شدّت يافت كه اگر كودك بدان گرفتار آيد ممكن است درز كاسهء سر ترك بردارد . چارهء مفيد آن است كه « عروق » « 1 » را بكوبند و بسايند و با روغن گل و سركه مخلوط كنند و اوّل سر را با آب و نمك بشويند و داروها را بر سر مالند . و اگر نياز بدان داشتى كه به بينى ، كشيدنيهاى قوى استعمال كنى - چنان‌كه قبلا دستور داده‌ايم - بايد به تدريج از كم به زياد برسى ، و تا ممكن باشد فكر مخدرات نكن ! ولى ما قسمى از مخدرات را براى تسكين سردرد بعدا ذكر مىكنيم و بدان ! كه قى جزء علاجهاى سردرد به شمار نمىآيد و قى كردن براى كسى كه سردرد دارد بسيار زيان‌بخش است . مگر اينكه سردرد از معده و از مشاركت معده با مغز باشد كه در اين حالت از قى نفع مىبرد . اگر درد در قسمت عقبى سر است و از اثر تب نيست ، بايد به وسيلهء داروى پخته ( مطبوخ ) « 2 » به اندازهء قوّت بيمار تخليه به عمل آورد و بعدا رگ زد . كسى كه حس مىكند سردردش در سر جابه‌جا مىشود و در حال انتقال است و از سردى آرامش مىيابد ، شايد از رگ زدن ناگزير باشيم يا بايد حجامت شود تا ادامهء درد فضول را به سوى سر جذب نكند . فصل دهم علاج سردرد گرم بدون ماده و همراه ماده منظور از سردرد گرم بدون ماده ، سردردى است كه مثلا از آفتاب سوختگى ناشى است ؛ و مراد از همراه ماده ، سردردى است كه از مادهء صفرايى و خونى سرچشمه گرفته است . سردرد گرم هرچه

--> ( 1 ) - ريشهء زردچوبه . ( 2 ) - داروى پاكسازى كه نياز به شستن و بر آتش پختن باشد . تحفه .