أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

55

قانون ( فارسى )

به معده مىريزد ؛ چنان‌كه در بحث ويژه به معده شرح داده‌ايم . گاهى باد در معده بند آيد . يا از معده بخار برخيزد و سبب سردرد مىگردد . خمار نيز سردردآور است ، از حالت خمار اطراف سر متخلخل مىشود و سرما زود بدان راه مىيابد . زهدان نيز از شريكان پروپاقرص مغز است . مراق ، و كبد ، سپرز و حجاب حاجز ، دست و پاها و پشت نيز جزو شركاى مغزند . نزديك‌ترين شريك مغز در ميان اندامان آبشامه‌اى است كه كاسهء سر را پوشانيده و در پيرامون مغز قرار دارد . بسيار اتّفاق افتد كه سردرد شراكتى ، از انتقال ماده‌اى بوجود مىآيد كه از ورم اندام درونى شريك مغز تراوش كرده و بالا آمده است . فصل هفتم گفتار كلّى راجع به علامت هريك از اقسام و انواع سردرد سردرد ممكن است انگيزه‌اش از خارج باشد . از قبيل ضربت خوردن ، افتادن ، برخورد كردن با گرم و سرد ، برخورد سر با سمّىهاى خشكاننده ، بوى تند خوش و ناخوش ، حبس شدن باد در بينى ، حبس شدن باد در گوش . علامت را از وجود هريك از آنها درياب و اگر از اين راه تشخيص ندادى اثرات آنها را در نظر گير و چنان‌كه ما معلوم مىكنيم دليل از آنها بگير ! و اگر سردرد ناشى از ناتوانى مغز است ، علامتش اين است كه مغز از كمترين سببى به هيجان آيد ، حواس تيره است كنشهاى مغزى آسيب ديده‌اند . سردردى كه از زورمندى حس مغز است ، دليلش هم‌چون حالت قبلى از كمترين سبب كه مغز آن را حس كند تأثير پذيرد . مثلا از صداها ، از بويها و غيره به سرعت بازتاب نشان مىدهد . ليكن با اين حالت احساس هشيار دارد و گدارها پاكيزه‌اند و كنشهاى مغز دور از كم و كاستى مىباشند . هر نوع سردردى كه ناشى از وجود مواد باشد ، سرگرانى و رطوبت بينى به دنبال دارد . اگر ماده تندمزاج ( حاد ) باشد ، همراه سرگرانى ، سرخى و گرمى تپش سر نيز احساس شود . و هرگاه مادهء غليظ موجود باشد ، رطوبت بينى موجود است و سرگرانى نيز هست . امّا نبايد پنداشت كه خشكى بينى در چنين سردردى علامت نبودن مواد است . اگر با سردرد سرگرانى بود دليل وجود ماده است . اگر ماده‌اى كه مايهء سردرد است ، صفرايى باشد گزش و سوزش شديد و نشگون گرفتن از سر ( نخس ) از ويژگيهاى اوست و دراين‌باره از هر مادهء ديگرى بيشتر مايهء درد سر است . اگر ماده صفرايى است بينى خشك است و تشنگى و بىخوابى و رنگ زردى در پى دارد و سرگرانى از ساير حالات كمتر است . اگر ماده سرد است ، از راه شاش و اوقات آن و رنگ آن مىتوان دليل بدست آورد . اگر سبب دردسر امتلاء از پرخورى باشد ، از بىاشتهايى و تنبلى شناخته مىشود .