أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
560
قانون ( فارسى )
3 - سوسن و شراب . 4 - ماساژ دادن و بستن دست و پا در اين حالت بسيار مفيد است . اگر غش كردن از گرسنگى است ، شايد وزن يك درهم نان چارهساز باشد . گرسنگى نماند ، غش نيز رخت بربندد . اگر سبب غش كردن خشك مزاجى يا قبوضيت شكم است ، بايد هنگامى كه بيمار غش كرده است ، لقمههاى نان را در آب انار يا شربت سيب خيس نمايند و در دهان غش كرده فرو كنند . اگر كسى از اثر غش كردن و ابتلا به غش ، به بيمارى شديد ( گرم . نسخه ) مبتلا شد ، علاجش با شراب است و در اينباره شراب بىمزه از هر شرابى سازگارتر و بهرهرسانتر است . بايد كسانى كه غش مىكنند ، زياد بيدار باشند ، كم بخوابند و از پرگويى دورى جويند ، اصلا حرف نزنند بهتر است . فصل يازدهم نيرو از دست دادن بهطور ناگهانى اكثرا كسانى كه بهطور ناگهانى و بدون مقدمه توان خود را به كلّى از دست مىدهند ، نه دردى را احساس مىكنند ، نه از اسهال رنج بردهاند ، نه ورمى بزرگ دارند ، نه پاكسازى زياد به عمل آوردهاند . سبب نيرو از دست دادن خلطهايى است كه پركننده - ( آبكى . نسخه . ) هستند . اما كمتر اتفاق مىافتد كه خلط خونى سبب اين حالت شود ، زيرا خون حتما روىآورهايى را پديد مىآورد و بدون پيشدرآمد و بهطور ناگهانى سبب از بين رفتن نيروى انسانى نمىشود . اكثرا سبب نيرو برافتادن ، خلط غليظ موجود در معده است ، يا خلط غليظ به داخل رگها خزيده كه گدار نفس را بند آورده است . و بدان ! كه از پاى درآمدن نيرو ممكن است به غش كردن بينجامد و امكان دارد كه به غش كردن نينجامد . شخص نيرو از دست داده به حالتى دچار شده است كه پيها و ماهيچهها بدون نيرو مانده و از كار افتادهاند ؛ انسان به حالى درآمده كه برخاستن و راست ايستادن و بر پهلو دراز كشيدنش با زحمت و دشوارى زياد انجام مىشود . سبب همان است كه برخى از آن را ذكر كرديم . اگر حالت نيرو برافتادن شدّت يابد ، نيروى بدن همگى از بين مىرود و اگر شدّت زياد ندارد ، نيروى پيها و ماهيچهها را چپاول مىكند و به غارت مىبرد . ممكن است گوهر خلط سبب نيرو برافتادن رقيق باشد و پذيراى تحليل رفتن باشد ، كه تأثيرش در از بين بردن نيرو بيشتر مىشود ؛ و بهويژه درحالىكه بيمار تب دارد . چنين كسانى كه نيرو را به سبب خلط متحركى از دست دادهاند ، در فكر و هوش زيانى نديدهاند و كاهشى در قوّهء