أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
544
قانون ( فارسى )
د : تازه از بيمارى برخاستگان . اما كسانى كه به مرحلهء رشد نهايى سنى رسيدهاند ( از كودكى بريدهاند و به پيرى نرسيدهاند ) در برابر غش مقاومت بيشتر دارند . غش در زمستان بيشتر از تابستان احتمال روى آوردن دارد . اينك چندى ديگر از انگيزههاى غش كردن را بيان مىكنيم . 1 - سوء مزاج شديد و ريشه دوانيده و مستحكم شده . 2 - روىآورى بسيار آسيبرسان و بزرگ كه يك دفعه از اثر سوء مزاج روى آورده باشد . 3 - درد و آزار شديد ، كه ممكن است از اثر درد شديد غش كنند . 4 - نيروى منشأ اندامان بدن كاهش يافته باشد و ناتوان شده باشند كه در اين ميان اول قلب و در درجهء دوم مغز است و در درجهء سوم كبد است كه هرگاه ناتوان شوند غش را با خود ارمغان مىآورند . 5 - يا اندامى كه با قلب مشترك و همسايهء نزديك است ، مانند دهانهء معده كه ضعيف و ناتوان است . 6 - تمامى بدن ناتوان شود و لاغرى و زبونى روى دهد . 7 - اثر گذاشتن حالات روانى بر انسان چنانكه اين بحث را در جاى ديگر ذكر كرديم ، كه اين تأثيرات روانى اكثرا در پيران و كمتوانان و تازه از بيمارى برخاستگان سبب غش مىشود . 8 - گوهرى از دارو يا خوراك و غيره كه با قلب و روان ناسازگار است به قلب و روان راه يافته باشد ، مثلا بوى گند را از چاه آب يا هواى وباآلود را بركشيده باشند و چنانكه در تبهاى وبائى و بوى گند لاش گنديده روى دهد . 9 - اثر گذاشتن مسمومكنندهها بر قلب كه ممكن است ازاينرو زيان به قلب رسيده باشد . 10 - گاهى سبب غش كردن ، دود شكم است كه بالا رفته است و به دهانهء معده رسيده است . اكنون مىخواهيم كه اين موضوع را بيشتر تفصيل دهيم . گفتيم كه احتمال دارد مادهء خلط سبب غش بشود و اين سبب غش كردن كه از ماده است چند احتمال دارد : 1 - ماده در اندازه زياد است و گدار آمدوشد روان را به سوى اندامان تن بسته است و روان به طور كلّى در قلب محصور شده است و قلب به حالتى نزديك به خفه شدن رسيده است . 2 - مادهء خلطى زياد ، يا خلط خونى ، يا خون زياد بر دهانهء معده ريزش كرده است ، يا در سينه و امثال آن جمع آمده است . 3 - يا مادهء ورم يكى از بيماريهاى خفگى ( خناق ، ذات الجنب ، ذات الريه ) يكباره به سوى قلب منتقل شده است و سبب غش كردن شده است . 4 - مادهء منتقل شده از ورم بيماريهاى نامبرده به زير سوراخهاى زير بدن خزيده و گدارها را به بنبست كشيده است . بهويژه كه راه بر اندامان نفسكش بسته باشد ، آمادگى براى غش كردن