أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
535
قانون ( فارسى )
خبر از خفقان قلب مىدهد ؛ كه اين دگرگون شدن و از حالت طبيعى بيرون آمدن نيز چند صورت دارد ؛ نبض بزرگتر يا كوچكتر از حدّ لازم و متوقع ، سريعتر از نبض طبيعى ، كندروتر از بايسته ، جداجداتر و بيشتر از اندازهء لازم داراى تفاوت ، پياپى زدن نبض به حالت غير عادى . گاهى مىبينى كه نبض با نبض بيماران آسم شباهت كامل دارد . اگر مادهء خفقانآور براى قلب مادهء رطوبى باشد ، نبض بسيار نرم است و خبر از رطوبى بودن ماده مىدهد ؛ دارندهء قلب نوعى احساس دارد كه گويى قلبش در رطوبتى غلت مىخورد . اگر مادهء سبب خفقان قلب مادهء خونى باشد ، در شخص داراى قلب نشانيهاى حرارت و التهاب ديده مىشود ؛ نبض سريع مىزند و هنگامى كه خفقان آرام است ، نبض بزرگ است . اشخاص دارندهء قلب خفقانى كه مادهء خفقانآور خونى باشد ، از جماع كردن مىآسايند و بهره بينند . اگر مادهء انگيزه خفقان در قلب ، خلط سردمزاج باشد ، بايد عكس خفقان خونى ( خفقانى كه مادهاش خونى است ) را به حساب آرى . اگر سبب خفقان قلب ، خلط صفرايى باشد - كه كمتر روى مىدهد خلط صفرايى در قلب باشد - آن را در نشان بيماريهاى صفرايى بياب كه بعد از خفقان آيند . نبض سخت نيز دليل بر خفقان صفرايى است . التهاب تند و شديد تن دارندهء قلب نيز گواه خفقان صفرايى مىشود . اگر مادهء خفقانآور قلب خلط سودايى باشد ، آن را از غم و اندوه ، دورى كردن از مردم و سختى نبض بيمار مىتوان شناخت . اگر سبب خفقان باد است ، تپش و پريدن قلب كمتر از حالت خفقانيهاى ديگر است ، اختلاف نبض كم است . اگر سبب خفقان قلب ، ورم است - ورم گرم يا سرد در گوهر قلب پيدا شده يا در نيام قلب - مىتوانى از نشانيهاى ذكرشده براى شناسايى ورم گرم و سرد در قلب استفاده كنى . اگر از بين رفتن تك است و در قلب روى داده ، انگيزههاى آن را بررسى كن و خفقان قلب را تشخيص ده ! اگر خفقان ناشى از داروى سمى باشد - كه دارندهء قلب خورده است - يا ناشى از نيش جانوران زهردار - كه دارندهء قلب را نيش زدهاند - باشد ، نبودن سببهاى ساير حالات و بودن سبب سم و نيشزدگى سبب خفقان را آشكار مىسازند . اگر سبب خفقان ، كرم در شكم است ، آن را نيز از سم و نيش جانوران قياس كن ! اگر خفقان قلب از مزاج گرم بدون مادهء دارندهء قلب است ، شخص مبتلا به خفقان قلب ، از اثر سوء مزاج گرم ساده ، با التهاب شديد دست به گريبان است و احساس نمىكند كه رطوبتى چندان هست كه قلبش در آن غوطهور و در حركت باشد ، نبض سريع است و پياپى مىزند ، سرعت و پياپى زدن حتى در غير وقت برانگيخته شدن خفقان موجود است .