أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
508
قانون ( فارسى )
تأثير خشكانيدن داشته باشند . مانند : خاراگوش و امثال آن ، درمنه ، مشك چوپان ، مريم نخودى كوهى ، تمشك . اما شير بز : اگر بيمار شير بز بايد بخورد ، شير را با كمى آب قاطى كن ! سنگ بر آتش گرم شده را بارها در آن بينداز تا شير از تأثير سنگ گرم شده مىجوشد و مادهء آبى را از دست مىدهد . اينطور ، بهتر از شير بزى هضم مىشود كه مستقيما بر آتش بجوشانند . بايد هميشه و در هر وقتى كه بيمار براى معالجه شير مىنوشد به ليونت مزاج بيمار اهميت بدهى ! اگر بيمار با معدهء تباه روبهرو نيست ، قارچ چمنى را با شيرى كه مىنوشد مخلوط كن ! و اگر سرفه زياد دارد ، وزن يك درهم كتيرا با شير نوشيدنى بيمار بياميز ! اگر بيمار معدهء ناتوان دارد ، زيره و شاه زيره را با شير مخلوط كن ! اگر بيمار شير جوشيده بر آتش را هضم كند ، تغذيهء كافى دارد . اگر در اوان شير خوردن بيمار به تب مبتلا شد ، بايد از شير خوردن دست بردارد . اگر بيمار تب شديد داشته باشد يا اسهال گردد ، بايد چاره را از دوغ خواست دوغ در علاج تب و اسهال بسيار بهرهرسان است . بهترين نوع دوغ در معالجهء چنين احوالى دوغى است كه ماست آن يك شب بماند و كرهاش را به كلّى بگيرند و در جايى نگهدارى شود كه هواى معتدل داشته باشد . آنگاه ماست را در مشك ريزند و آنقدر به هم زنند تا همهء جزئيات ماست باهم مخلوط شوند ؛ آنگاه چند قرص نان كه از آرد گندم پوستكنده باشد و خوب برشته باشد و خالخال گردد - نانى باشد كه در فارسى آن را برازده « 1 » » گويند - به وزن ده درهم از چنين نانى را بياورند به وزن سى درهم از آن دوغ كذايى را بر آن پاشند و نان را بليسند ، كه اين دستور براى روز اول بود . در روز دوم ، دوغ چهل درهم و نان به وزن نه درهم باشد ، به همين دستور عمل كند و هر روز بر دوغ بيفزايد و نان را كاهش دهد تا تنها دوغ مىماند . و هرگاه بهبود در بيمار نمايان شد شدت بيمارى و بيمارى پايين آمد ، داستان دوغ و نان وارونه جلوه مىكند ؛ يعنى آنوقت روز به روز بر حجم و وزن نان بيفزاى و دوغ را كاهش ده تا دوغ نمىماند و نان بدون دوغ مىباشد . اگر بيمار معدهء تباه دارد ، آهن سرخ شده در آتش را چندين بار در دوغ فرو كنى مانعى ندارد . بهتر آن است كه از اينجا برگرديم و به اقرابادين رجوع كنيم ؛ در آنجا نيز چيزهايى هست . غذاى بيمار 1 - چسبناك باشد ، از قبيل : نان مغز گندم ، رشته ، آش گاورس ، آش برنج كه برنج هم پاكساز
--> ( 1 ) - كلمهء برازده را در فرهنگهاى فارسى نيافتم ، در زبان كردى نان خوب برشته و مشتهى را نان « بژارده » يا نان براژته گويند .