أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
486
قانون ( فارسى )
سبب اين افزايش درد از رطوبت است كه از غذا وارد بدن شده است كه اين بحث را در جاى ديگرى به تفصيل شرح خواهيم داد . 3 - و شايد تبهاى ديگر با تب دق تركيب شوند از قبيل : تب نوبه - يك اندر ميان - تب چهار روز يكبار ، تب خمس ( پنج روز يك بار ) ، كه از همه بدتر تب خمس است و بعد از تب خمس در بدى و تباهى « شطر الغب » : تبى كه همراه تب يك روز در ميان آيد و تب يك اندر ميان در تباهى درجهء سوم را داراست . و هرگاه سل پديدار شد ، دليلهاى ديگرى نيز كه آنها را در بحث چرك كردن زخم گفتهايم ، آشكار مىشود . 4 - سلدار هميشه عرق مىكند ، زيرا توان گرفتن غذا و روبهراه كردنش را از دست داده است و حرارت مىگدازد و سيلان يابد . اگر مسلول كبرهء زخم را با تف كردنى بيرون آورد ، ديگر شبهه نمىماند و حتما بيمارى سل روى آورده است و بهويژه اگر سببهاى پيشدرآمد سل را - كه بيان كرديم - احساس نماييم . ديديم كه تن بيمار شروع به پژمردگى و گدازيدن كرده و دست و پا كج شدهاند و مو در حال ريزش است - زيرا مو غذا را دريافت نمىكند - و زائدههاى ريختنى نيز تباه باشند ، دليلى ديگرى نمىخواهد و بر وجود سل صحّه بگذار ! در مرحلهء نخستين بيمارى سل ، رنگ بيمار زرد مايل به سياهى است اما در مرحلههاى بعدى ، وقتى كه بخارها بالا رفتند رخسار بيمار سرخرنگ مىشود . گردن درازتر ديده مىشود ، پوست پيشانى كشيدگى يابد و بهويژه در وقتى كه سل استقرار يافته و ريشه دوانيده است ؛ و در روزهاى اخير دست و پا و بهويژه پاها باد مىكنند و چاق مىنمايند كه سبب ، تباهى خلطهاست . از بدحالى مزاج ، نيروى غريزى ، در جاهاى دور بدن مىميرد . مسلولينى كه سبب بيمارى سل در آنها از خلط خورنده است ، تفى را از دهان مىاندازند كه مزهء آب دريا را دارد و بسيار شور است . نبض مسلولين كوچك و ثابت و در سرعت ميانه است . گاهى ممكن است مسلول به هر دو طرف ميلان كند و از آن به بعد شكم به قرقر مىافتد ، سر دندههاى نزديك شكم به سوى بالا كج مىشود ، تشنگى زياد است و اشتهاى غذا نمىماند ، زيرا نيروى طبيعى ناتوان است . ممكن است مسلول به اسهال مبتلا شود ، كه سبب از بين رفتن نيرو است . ممكن است تف كردنى مسلول ، خلط با پارههايى از رگها باشد و اينچنين خلطى تف كردنى وقتى است كه مسلول به مرگ نزديك شده است . قطعه رگهايى كه با خلط از دهان مسلول انداخته مىشود ، اگر قطعههايى كوچك باشند از قصبه آمدهاند و اگر پارچه رگهاى تف كردنى بزرگ باشند از ريه آمدهاند .