أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

18

قانون ( فارسى )

مىشود . يكى ديگر از بيماريهاى مغزى بيمارى فراموشكارى است و اين بيمارى يا از ناتوانى ذهن است يا ذهن به كلى از كار مىافتد . جالينوس در اين زمينه حكايت مىكند كه وقتى از اثر جنگ و كشتارى كه در سرزمين حبشه روى داد و لاشه‌ها گنديده بودند مردم از بوى گند لاشه‌ها به بيمارى فراموشى گرفتار آمدند . بسيارى از اين بيماران نام خود يا نام پدر خود را فراموش مىكردند . ناتوانى ذهنى اكثرا علامت آن است كه از سردى يا رطوبت يا خشكى ، آسيبى به قسمت عقبى مغز وارد آمده است . گاهى ذهن مشوش مىشود ، مثلا انسانى چيزهايى را به ياد مىآورد كه اصولا نديده و نشنيده است . اين حالت دليل بر گرمى مزاج مغز است و اين گرمى يا همراه ماده است يا بدون ماده و اگر ماده باشد اكثرا بايد مادهء سرد باشد . به شرطى كه مزاج بيش از حد به تباهى نيانجاميده و نيرو از كار نيفتاده باشد ، در اين حالت چنان‌كه ذكر شد سبب به جز گرمى زياد نيست . حالا به موضوع بازمىگرديم و به‌طور اختصار براى درك حالات مغز دستوراتى ذكر مىنماييم و مىگوييم : موجب از كار افتادن كنشهاى حسى از يكى از سببهاى زير است : 1 - سردى بر مزاج مغز ، چيره است و آن سردى يا در جرم مغز جاى گرفته يا قسمت جلو را در بر دارد يا اينكه در كاوكهاى مغز است . 2 - سردى و رطوبت بر مغز غالبند . 3 - خشكى سبب است كه ناتوان شدن كنشهاى حس را بدين سببها بايد برگردانيد . تغيير يافتن و از مجراى طبيعى خارج شدن كنشهاى حسى از يكى از انگيزه‌هاى زير است : 1 - ورمى در مغز است . 2 - مزاج صفرايى ، يا مزاج سودايى بر مغز غالب آمده است . 3 - جرمى بيگانه وارد مغز شده است . نامناسب نيست كه طرز خواب ديدن را از جملهء علامات بازنماى احوال مغز به شمار آوريم . 1 - كسى كه زياد در خواب چيزهاى زردرنگ و گرم مىبيند دليل آن است كه صفرا بر مزاج مغز غالب است . 2 - و همچنين در خواب ديدن چيزهايى كه با مزاجهاى گوناگون تناسب دارند كه نياز به برشمردن همهء آنها نيست هريك از حالت مغز گزارش ويژه دارند . 3 - خوابهاى پريشان ديدن علامت گرمى و خشكى زياد در مغزند . اكثرا خوابهاى پريشان بيماريهاى گرم مغزى را به دنبال دارند . 4 - خوابهاى هولناك و خوابهايى كه بعد از بيدار شدن فراموش مىشوند اكثرا دليل بر وجود سردى و رطوبت در مغز است .