أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

472

قانون ( فارسى )

فصل سوم حالات بحرانى در بيمارى ذات الجنب اگر بيمارى ذات الجنب در روز اول ابتلا به بيمارى چيزى آبكى و نارسيده را تف كرد ، توقع مىرود كه ورم ذات الجنب در روز چهارم پخته گردد و برسد و در روز هفتم بحران بيمارى شروع شود . اگر ورم بيمارى در روز چهارم به پختگى نرسيد ، يا بيمار از روز اول تف كردهء آبكى و نارسيده نداشت ، بحران به روز يازدهم يا چهاردهم موكول مىشود . اگر تا بعد از چهار روز چيزى را از مادهء آبكى نامبرده تف نكرد و آنگاه شروع به بيرون انداختن ماده از راه دهان نمود و مادهء تف كرده تا اندازه‌اى نزديك به مادهء پخته گشته بود ، بايد حالت ميانهء دو بحران نامبرده را در نظر داشت . اگر نشانه‌هاى خوب و پسنديده در بيمار مشاهده شد ، مثلا نيرو بر مرام ، اشتها تمام و نبض سرحال بود اما خبرى از پخته شدن مادهء بيمارى نبود ، بيمارى به درازا مىكشد اما اميد بهبود هست . اگر ديدى كه بيمار ناتوان شده است و تا روز هفتم از تف كردنى ماده خبرى نبود ، يا تف كردنى بود ليكن مادهء نارسيده - كه حتما چنين ماده‌اى نارسيده است - بلكه خلط ساده است ؛ بدان كه ماده به اين زوديها به پختگى نمىرسد و مدت زياد مىخواهد تا برسد ؛ و تا زمان پخته شدن ماده سر مىرسد ، بيمار - كه تا اندازه‌اى توانايى خود را از دست داده است - ياراى تحمّل را از دست مىدهد و شايد تا چهارده روز بميرد و از چهارده روز بيشتر باقى نمىماند . بحران اين حالت شايد از چهل روز به بعد شروع شود و ممكن است شروع بحران در روز شصتم باشد كه تن ناتوان در اين مدت چهل يا شصت روز به كلّى از نا مىافتد . اگر ديدى كه بيمار به حدّ كافى نيرومند است ، اشتهاى خوراك و نوشيدنى كامل است و پسنديده ، خوابيدن و نفس كشيدنش بر مرام است و بول بيمار پسنديده و رسيده است ، اميد مىرود كه بيمار از چهارده روز تجاوز كند و زنده بماند ولى اكثرا بعد از چهارده روز مىميرد . امّا همهء اين نظريه‌ها وقتى با واقع مطابقت مىكند كه مادهء ورم بيمارى ذات الجنب از نوع تند و شديد باشد . روىهم‌رفته دراز مدّت‌ترين بحران سبك در بيمارى ذات الجنب چهارده روز طول مىكشد و ممكن است به بيست روز برسد . جالينوس فرمايد : « شايد تا سى روز از راه تف انداختنى ماده ورم پاكسازى شود و آنگاه بحران كامل شروع كند . » و ما مىگوييم : بيرون انداختنى از راه دهان كه ساده باشد و از آن نوع باشد كه ديگران آن را « بزاق » گويند ، نشان آن است كه بيمارى به درازا مىكشد . شايد متوقّع بود كه هنگام شروع بحران در روز چهاردهم باشد ، اگر در روز بعد از روز هفتم تف انداختنى سياه‌رنگ باشد و به‌ويژه اين تف كردهء سياه‌رنگ مثلا در روز هشتم باشد ، نشان آن است