أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

469

قانون ( فارسى )

هرگاه ورم مايهء ذات الجنب تركيد - چنان‌كه قبلا گفتيم - نبض بيمار ناتوان ، پهن ، كند و مختلف مىشود . سبب اين است كه از اثر پاكسازى نيرو تحليل رفته و حرارت طبيعى فرو نشسته است . همچنان‌كه قبلا گفتيم ، تب‌لرزه به دنبال تركيدن ورم آيد كه سبب آن آزار گزندگى خلط است . اگر ماده‌اى كه از ورم تركيده آيد در اندازه بسيار زياد باشد و نيروى بيمار كاسته شده باشد ، بيمار مىميرد . و اين را نيز بدان ! كه اگر نيرو ناتوان است و كشيدگى نبض و پياپى زدن نبض شدت يافت - چنان‌كه سابقا گفتيم - آژير غش كردن بيمار است . اما اگر پياپى زدن نبض به اين شدت نبود و كمتر از آن بود كه نفس كشيدن بيمار به آن نياز دارد ، ممكن است مرگ دروغين ( خواب بدون اراده ) يا تشنج روى آورد ، يا پخته شدن ورم به تأخير افتد . خواب بدون اراده سببش بخارهايى است رطوبى ، اما نه چندان شديد كه به مغز درآمده‌اند و پياپى زدن نبض به حدى نيست كه به كمك مغز بشتابد و مغز كه ناتوان شده است ياراى آن را ندارد بخارهاى ناخوانده را دك كند و به سوى عصبها براند . اما تشنّج وقتى روى مىدهد كه بخارها مىخواهند در مغز جاى خوش كنند و مهمان مغز باشند و مغز نيروى كافى دارد كه بخارها را به پيها داخل نمايد و از شرّ آنها بياسايد . اگر ورم بيمارى ذات الجنب درنگ كرد و به كندى چركين شد ، بدان كه : 1 - ماده غليظ است . 2 - ماده از ورم منتقل نمىشود كه به جاى ديگر برود . 3 - مغز و پيها مادهء ورم را نمىپذيرند . كه در اين حالت يعنى به كندى گراييدن رسيدن و چركين شدن ماده ، ممكن است تشنّج رخ دهد ، و اين در شرايطى به وقوع مىپيوندد كه نفس بسيار تنگ مىشود و شدت نفس تنگى زياد است و در عين حال تب زياد سخت نيست . اگر ديدى كه علّت كمى تسكين يافته است ، بيمار سبك شده اما تف كردنى مادهء ورم نيست ؛ ممكن است مادهء ريزش كرده از ورم از راه بول يا مدفوع به خارج راه يافته باشد و اگر چنين است اختلاف خلط مرارى آبكى در مدفوع ديده مىشود ، يا بول غليظتر شده است . اگر خلط گوناگون مرارى را در مدفوع بيمار نديدى ! يا نديدى كه بول غليظ شده باشد ، بدان كه خراجى سر برمىدارد . اگر ديدى كه در مراق و سر دنده‌هاى نزديك شكم كشيدگى روى داده و حرارت و احساس سنگينى در بيمار هست ، خراج در پره‌هاى كنارهء بينى يا در ساق بيمار پيدا شود و اگر خراج از هر دو ساق بيمار برآيد نويد شفاى بيمار است . در چنين حالتى بقراط دستور داده است كه بيمار را بايد وسيلهء خربق اسهال نمود . اگر علاوه بر علامتهاى فوق الذكر ديدى كه نفس بيمار دشوار است و سينه تنگ است و سر درد هست و احساس سنگينى در استخوان چنبر و پستان و زند دست هست و حرارت دارد به سوى