أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

مقدمه و فهرست 5

قانون ( فارسى )

جلد سوم مقدمهء مترجم خوانندهء دانش‌دوست خوشوقتم كه براى سومين بار ، بر صفحات كتاب قانون در طب - اثر شيخ الرئيس ابن سينا - با هم ملاقاتى داريم . اينك مىخواهم در اين برههء همدمى ، شما عزيزان را با نبذه‌اى از داستان ترجمهء قانون سرگرم كنم . سال پنجاه و هفت جلد اول منتشر شد ؛ حاسهء بينايى و شنوائى را گوش به زنگ قرار دادم كه واكنش هم‌ميهنان دانش‌پژوه را ببينم يا بشنوم . . . استاد محيط طباطبائى تنها كسى بودند كه در لابلاى گفتارى راجع به شيخ الرئيس در راديو فرمودند : يكى از كردهاى عراق ! كتاب اول قانون را ترجمه كرده‌اند و مىپسندم . . . كه اگر مىفرمودند كردى از ايران صحيح‌تر بود . ديگر از هيچ سوئى نه از آفرين بوئى بود و نه دست‌كم نفرينى شنيدم ؛ كه اين بىتوجهى را حمل بر بىارزشى كار خود كردم و تا حدّى شبح نوميدى را در پيش چشم روان احساس مىكردم . اما خوشبختانه بعد از انتشار ترجمهء جلد دوم توسط انتشارات سروش ، ورق برگشت و رمقى در كالبد اميد دميد . نامه‌هايى از هم‌ميهنان مستقيما به من و غير مستقيم به انتشارات سروش رسيد و گفت‌وشنودهايى دربارهء ارزيابى و تقويم ترجمه ردوبدل شد ؛ اكثرا آفرين و اظهار لطف و مهربانى بود و در لابلاى نامه‌ها و گفت‌وشنودها انتقاداتى مثبت يا منفى خودنمائى مىكرد . ادارهء انتشارات دانشگاه تلفنى با من تماس گرفت كه كتاب اول ناياب شده و تجديد چاپش لازم است ، و من به قول كردها كه « شير گرم خورده و زبانم سوخته بود » امتياز تجديد چاپ را به انتشارات سروش واگذار كردم . كيهان فرهنگى چند سطرى را دراين‌باره انتشار داد و كار را پسنديده توصيف كرد . هركس از يابندگان و خوانندگان ذى علاقه كتاب را بر ميزان درك خود سنجيده و بر محك ذوق خويش آزموده بودند و شادم از اينكه خوانده‌اند و به ما هم خبر داده‌اند . كسانى مرا دكتر خطاب كرده ، برخى پرسيده‌اند كه در چه دانشگاهى فارغ التحصيل شده‌ام ؟ !