أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
445
قانون ( فارسى )
خواهند شد . اگر خون تفكردنى از نزله است و نزله تيزمزهء صفرايى نيست . بايد بىدرنگ رگ بزنى . بيمار را وسيلهء روغن زيتون گرم يا روغن سيماهنگ و غيره - كه گرم باشند - ماساژ ده ! اما به هيچ وجه سر بيمار را روغنمالى مكن ، دست و پاهاى بيمار را از بالا به پايين تند باندپيچى كن ! غذاى بيمار سوپ گندم با چيزى از گسمزهها قاطى باشد ، گسمزهء قاطى شده با سوپ ثمر درخت و غيره باشد . اگر ديدى كه بيمار توانايى كافى ندارد ، بگذار نان را در سركهء آميزه با آب سرد خيس كند و بخورد . او را با مادهء تند حقنه كن ! كه مادهء خونريزى را از بالا به پايين بكشانى و بهويژه اگر مانعى در راه رگ زدن باشد حقنه بسيار بايسته است . تا مىتوانى كارى كن كه سر بيمار را سرد گردانى و در اينباره بسيار كوشش كن ! رطوبى گردانيدن سر بيمار نيز مفيد است ولى به اندازهء سرد گردانيدن سر مهم نيست . در چنين حالتى قرصهاى ساخته از كهربا شايد مفيد باشند . اگر آنچه ذكر كرديم كار را انجام نداد ، تنها چاره اين است كه نزله را بندآورى ، كه براى بند آوردن نزله دستور زير را به كار ببر ! 1 - سر بيمار را بتراش . 2 - ضماد ساخته از چلغوز كبوتر بر سرش بگذار و هرگاه نياز بود بردارى ، بردار ! جالينوس داستانى در اينباره دارد و فرمايد : « زنى از اثر نزله به نزيف خون دچار شده بود ، و از آنجا كه چهار روز بود خون از دهان مىانداخت چنان ناتوان شده بود كه نمىشد وى را رگ زد ، او را حقنه كردم و مادهء تند در حقنه به كار بردم ، به جاى غذا حريره و ميوههاى گيرنده دادم زيرا مدتى زياد بود غذا نخورده بود . ضماد چلغوز كبوتر بر سرش گذاشتم ، اجازه دادم كه به حمام برود كه منظورم جزيى از تداوى بود ، سرش را روغن نماليدم تا رطوبتى نشود . ترياق تازه و شاداب به خوردش دادم كه بخوابد ، زيرا در اين ترياق نيروى افيون موجود است و خوابآور است و از غلغلك دادن سرفه جلوگيرى مىكند و مادهء نزله را غليظ مىكند كه سيلان نكند . در روز دوم كارى نكردم كه حركت كند و چون نياز بود كه ريه را پاكسازى كند ، او را در آرامش و سكون گذاشتم ، تنها كارى را كه با وى انجام دادم آن بود كه دست و پايش را ماساژ دادم و به اندازهء يك دانه باقلى ترياق تازه - كه از اندازهء ديروز كمتر بود - به وى خوراندم . منظورم اين بود كه به تدريج به خوردن عسل عادت كند كه به وسيلهء عسل ريه پاكسازى شود . بعد از آن مدت يك ساعت از تداوى دست كشيدم و بعد از آن باز دست و پاهايش را ماساژ دادم . آب جو را با كمى نان به وى دادم كه بخورد و نيرو را از سر گيرد . در روز چهارم ترياق كهنه همراه عسل بسيار به وى دادم تا ريه به كلّى پاكسازى شود ، و در روزهاى ديگر غذاى لازم تجويز كردم و با او همانند تازه از بيمارى برخاستگان رفتار نمودم . و گاه