أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

419

قانون ( فارسى )

1 - سوء مزاج ساده و تنها بدون ماده . 2 - سوء مزاج همراه ماده . 3 - ريزش مادهء نزله‌اى به حنجره . 4 - از بين رفتن تك‌عصب . 5 - بريدگى در عصب . 6 - ورم . 7 - درد و آزار . 8 - ضربت خوردن . 9 - بر زمين افتادن . همچنين سبب آسيب ديدن صدا چندين احتمال دارد : 1 - آسيب در خود ابزار صدا آفرين است . 2 - آسيب از شراكت منشأى باشد ، كه عصبهاى پراكنده در ماهيچه‌هاى صداساز به آن نزديكند . 3 - آسيب از شراكت منشأى باشد ، كه دور از عصبهاى پراكنده در ماهيچه‌هاى صداآفرين مىباشد ، كه منظورم مثلا مغز است . 4 - اندامان همسايهء ابزار صداساز آسيب ديده‌اند و آنها را در اين آسيب شركت داده‌اند . اندامان همسايه عبارتند از : الف - اندامان تغذيه . ب - اندامان نفس‌كش . ج - اندامانى كه فراگيرندهء تغذيه و اندامان نفس‌كش هستند ، كه عبارتند از : شكم ، سينه ، آنچه با شكم و سينه پيوند محكم دارد ، مانند مهرهء پشت . 5 - يا كام آسيب‌ديده و اندامان صداساز را شريك خود گردانيده است ؛ كه هرگاه كام به سوى رطوبت غير عادى يا خشكى خارج از معمول يا زبرى فوق العاده گرايش پيدا كرد ، صدا نيز دگرگون مىشود . 6 - بريده شدن زبان كوچكه و لوزتين ، كه در چنين حالتى اگر انسان بخواهد صدا بيرون دهد احساس مىكند كه او را غلغلك مىدهند . غلغلك چنان قوى است كه ناچار است صداى صاف كردن سينه را ( تنحنح ) سر دهد . يا اينكه در هر فرياد كشيدنى گلو بند آيد . 7 - منشأ آسيب‌ديدگى صدا ، فرستندهء صدا باشد كه آسيب ديده است و فرستندهء صدا را گفتيم كه ريه مىباشد . هرگاه ريه با گرمى شديد برخورد يا سردى بر آن تأثير گذاشت ، يا رطوبت ريه از اعتدال خارج شد ، يا از سوى ورمها چرك آمد و به ريه ريخت ، يا نزله‌ها از بالا به ريه سرازير شدند ، يا ريه به خشكيدگى مبتلا آمد ، صدا تغيير مىيابد كه تفصيل آن از اين قرار است : - از حرارت ريه ، صدا كلفت و بزرگ شود .