أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
10
قانون ( فارسى )
واضحتر گوييم : چنانكه شاخههاى متشعب و توزيعشده از تنگهاى شروع مىكنند و به فراخناى مىرسند و در آنجا مىگسترند ، همچنان غدهء آگنهء ميانهء رگهاى تشعبى كه شكل صنوبرى دارد از طرف بالا از منشأ توزيع شعبهها شروع مىكند و همراه رگهاى تشعبى راهپيمايى مىنمايد تا به جايى رسد كه شعبهها به شكل آويزه درمىآيند و در آنجا كه تنيدهاى همانند تاروپود به هم آمدهء مشيمه موجود است جايگير مىشوند . آن جزء از مغز كه بطن وسطى را دربرگرفته است ، بهويژه جزئهايى كه در بالا قرار دارند شكل كرم را دارند ، حلقه حلقه و درهم آمده در درازا ديده مىشوند و با يكديگر پيوستگى دارند و چون لوليدن كرم كشيدگى و ترنجيدن دارند آستر قسمت بالايى آن حلقههاى كرمآسا ، آبشامهاى است كه تا سر مرز قسمت عقبى مغز را آستر شده و پوشانيده است . و همين آبشامه بر دو برآمدهء لولهاى - كه از مغز برآمدهاند - سوار است و در استدارهء طولى به ران آدمى مىمانند . اين دو برآمده به هم نزديك مىشوند تا به هم مىرسند و از هم جدا مىشوند و فاصله مىگيرند و به وسيلهء زردپيهايى كه آنها را « وترات » نامند بند شدهاند تا از كرم ماننده نلغزند و جابهجا نشوند . هرگاه اجزاء كرم مانند كشيدگى مىيابد و پهناى ميانه تنگ مىشود ، اين دو برآمده زير فشار واقع شده و گرد هم مىآيند و در گدار ، راهبندان واقع مىشود و هرگاه اجزاء كرم مانند ترنجيدگى پيدا كرد و به كوتاهى گراييد و پهنا وسعت يافت اين دو زائده از هم فاصله مىگيرند و مجرا باز مىشود . اين دو زائده برآمده را « عنبين » ( دو دانه انگور ) مىنامند . حلقه و برجستگى در رويه ندارند ، تماما صاف هستند و اين صافى بودن براى آن است كه باز و بسته شدن به خوبى صورت گيرد و بيشتر جنبشپذير باشند و هرگاه به حركت درآمدند چنان باشند كه گويى يك شىء به حركت درآمده است . قسمتى از اين آبشامه كه با قسمت عقبى مغز پيوستگى دارد و مايل به كوژى و باريكتر از ساير قسمتها است ، در قسمت عقبى مغز فرو رفته است و به رشتهء در سوراخ فرورفته مىماند . قسمت جلوى اين آبشامه ، گشادتر از قسمت عقبى است و به شكلى است كه مغز وجود آن را تحمّل مىكند . مغز براى راندن ريختنىها دو مجرا دارد : يكى از آنها در بطن جلو و در مرز مشترك با بطن ديوار به ديوار قرار دارد . دومى در بطن وسط است . بطن عقبى داراى گدارى براى بيرون راندن فضولات نيست زيرا اولا جايش كنار است و ثانيا كوچكتر از آن است كه تحمّل مجرايى ويژه به خود داشته باشد . علاوه بر اين خود اين بطن عقبى مخرج نخاع است و نخاع قسمتى از زائدههاى آن را تحليل مىبرد و از راه نخاع بيرون مىروند . پس براى بطن عقبى و بطن وسط تنها گدارى كافى است كه زائدههاى هر دو را بيرون ببرد .