أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

333

قانون ( فارسى )

در ساير حالات اولا داروهاى خشكاننده و صاف‌كننده به اعتدال ، و بعدا خشكاننده و تحليل‌برندهء قوى لازم است . در معالجات بايد عمر بيمار را در نظر داشت . براى كودكان بايد دارو كم‌توان‌تر باشد و شير مكيدنى را اصلاح كرد ، كه براى بزرگتران بايد دارو قوىتر باشد . شايد كودكان از نوع غذا شفا يابند . اگر كودك غذا نمىخورد بايد شيرده كودك بخورد . براى زخم گرم دهان ، داروهايى مانند : برگ تمشك ، عدس با سركه ، هر نوع مخ اگر با ميوهء به مخلوط باشد ، و به ويژه مخ بز نر كوهى و مخ گوساله ، سيب و گلابى گيرنده ، زالزالك ، به ، عناب ، شاخهء تاك ، پنيرك كاشتنى خشك‌شده ، آرد عدس ، آرد برنج و از اينها قوىتر : گردهاى پاشيدنى ، مازوج ، تباشير ، گل ، صمغ قرط ، و غيره مفيد است . ماميران با داروهاى گيرنده خاصيت عجيب دارد ، كافور هم بسيار خوب است . اگر زخمها سردند و به ويژه اگر بلغمى باشند ، داروهاى زداينده و اگر سودايى باشند تحليل‌برنده‌هاى قوى و خشكاننده مانند آرد گاودانه ، عسل با مازوج ، زهرهء لاك‌پشت داروى بسيار خوبى است و به ويژه براى كودكان كه با زاج و سركه مخلوط باشند . اگر زخم و قرحه خورنده و بدخيم باشند ، حتما بايد زنگار و زاج زرد ، مازوج در شراب سيكى يا مازوج و شب و گلنار به اندازهء مساوى باشند . قرص « موشاس ؟ » ( موساربين . نسخه ) يا سرمهء « طرخماطيقون » با افشرهء گيرنده مانند آب غوره هم خوب است . دارويى كه شب و مازوج ساييده در آن باشد و گرد آن را آهسته به دهان بمالند ، مفيد است . مازوج براى هر نوع از زخم پليد مفيد است و به ويژه اگر با سركه و نمك بپزد ، كه كودك در دهان گرداند . خاكستر خامالاون ( هفت برگ ) در زخمهاى بدخيم خوب است و ضمن داروهاى زخم دهان است ، بستان‌افروز با آب معدنى مسى و دردى سوخته هم از اين قبيل است . زخم دهان سودايى سياه ، مويز تهى شده از هسته و رازيانهء شامى در عسل بسرشند و در دهن گذارند . اگر با زخم ورم باشد ، اين مرهم خوب است : آب ريحان كوهى يك سكرجه ، روغن گل نيم سكرجه ، عدس نيم سكرجه ، زعفران دو مثقال مرهم مىشود . فصل شانزدهم آب دهن و لعاب كه در خواب سيلان مىكند سبب حرارت و رطوبت و به ويژه در معده است . يا سبب تنها حرارت چنان‌كه براى روزه‌دار اتفاق افتد ، يا از غذاى كم ، يا كسى كه غذا گير نمىآورد ، آب دهن هميشه پيداست و تا غذا نخورد فروكش نمىكند ، گاهى از بلغم يا از سرماست .