أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
306
قانون ( فارسى )
گاهى از هوش رفتن بيمار در اثر خون دماغ سبب قطع خون مىشود . غذاى بيمار : آش عدس با سماق يا با سركه يا غوره و امثال آن باشد ، پنير تازه ، شير بسيار جوشيدهء غليظ شده بخورد خوب است و براى كسى كه خون مرارى دارد و آمادهء خونريزى است تخممرغ آبپز خوب است . شايد ترشمزهها براى آسيبديده از خون دماغ خوب نباشد كه قطع كنندهء خلط و نرمىبخش هستند . بعضىها كه تجربه كردهاند گويند مغز مرغ خانگى بهترين غذا و بهترين داروى خون دماغ است . بهويژه براى كسانى كه از اثر افتادن و ضربت خوردن به خون دماغ مبتلا شدهاند ، كه بايد زياد از آن بخورند و چندين بار پياپى باشد . شراب از آنجا كه مقوى است مفيد ، و ازآنرو كه خون را به هيجان مىآورد زيانآور است . اگر ناچار شدى كه شراب به بيمارى دهى با كمى آب مخلوط كن ! اگر ناچار نبودى و خونريزى در حدى نبود كه قوت از بيمار سلب كند شراب مده ! بايد نگذاشت خون دماغ به درون بريزد كه معده باد مىكند و نبض ضعيف مىشود و مادهء غش كردن را برمىانگيزد . اگر چيزى از خون دماغ به اندرون راه يافت بايد فورا تا در معده است بيمار قى كند و آن را برآورد و اگر از معده خارج شد ، بايد حقنه استعمال كرد ، كه هرچه زود است بيرون آيد و چيزى در معده نماند . خون دماغ مصلحتى : گاهى در بيماريها و بهويژه در بيماريهاى مغزى ، خونريزى دماغ مفيد است . ازاينرو پيشينيان آلتى را در بينى بيمار فرو مىكردند كه سبب خونريزى شود . همچنين مىتوان بينى را وسيلهء بعضى گياه نرم در لمس غلغلك داد . بهويژه براى اين منظور چيزى كه بر تارك گورگياه گل مانند است و به تار عنكبوت شبيه است ، و شياف از شكوفهء گورگياه يا از پونهء وحشى يا شياف داروهاى گرم از قبيل كندس و مويزك و شير گياه شير سگ كه با زهرهء گاو بسرشند در بينى كشند ، خونريزى شروع مىشود . فصل پنجم زكام و نزله اين هر دو بيمارى در اين حالت مشتركند كه از سيلان مغز ناشى مىشوند ليكن بعضى از مردم آنچه را كه در گلو ريزد نزله ، و آنچه از راه بينى ريزد زكام گويند . كسانى ديگر هر دو را نزله گويند . حالتى را كه مايع رقيق از بينى آيد و پياپى است و مانع بويايى است و تأثير بر چشم و رخسار گذارد ، زكام نامند . نزله گاهى به گلو و ريه و مرى و معده مىرسد و ممكن است معده را زخمى كند . اكثرا درد سير