أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
301
قانون ( فارسى )
فصل چهارم خونريزى بينى گاهى خونريزى به شكل چكههايى از خون است و گاهى خون از اثر بند آمدن زياد و حبس شدن ، يكهو و با فشار زياد ريزش مىكند ، ممكن است از تركيدن شبكهاى از رگها باشد ، و گاهى شريان مغز مىتركد كه اكثرا علاجپذير نيست . بارها از اثر سردرد و التهاب و بيمارى حاد يا از افتادن و ضربت خوردن ، خونريزى بينى رخ دهد كه كنشهاى مغز به تباهى مىگرايند . و شايد از بخارهاى بالارو باشد . اگر از شريانهاست ، با آنچه از وريد است فرق دارد ؛ كه خون شريان رقيقتر و سرختر و گرمتر است . خونريزى بينى گاهى نوبتى و گاهى بدون نوبت است . ريزش خون بينى ممكن است مفيد باشد و ممكن است آسيبرسان . كسى كه بعد از خونريزى بينى ، سرش از پرى به سبكى و رنگش از سرخى غير عادى به حالت طبيعى آمده و بادكردگى رخسار فرونشسته است ، از آن فايده ديده ، و مخصوصا در بيماريهاى سخت و در ورمهاى درونى و بهويژه ورمهاى خونى و صفراوى مغزى و كبدى و حجاب و ريه مفيد است . نفع خونريزى بينى در بيمارى ذات الجنب ، از خونريزى بينى در بيمارى ذات الريه بهرهرسانتر است . خون بينى در بيماريهاى سخت و زياد ، پىآمد بحران شديد است و بهويژه در آبله و سرخك . اگر خونريزى بينى بيش از حد باشد رنگ رخسار زرد غير عادى مىشود ، يا به رنگ توسى يا ماتى ميان زرد و سياه يا پژمردگى زياد از حد درمىآيد و دست و پا سرد مىشوند . چنين خونريزى هرچند متوقفش كنند باز خطر در بر دارد . كسى كه رنگش زرد مىشود زهرهء صفرايى چيره شده و از خونريزى ، آسيب كاهش مىيابد . اگر رنگ توسى شد ، بلغم چيره است . اگر رنگ مات شد و به زردى و سياهى زد ، خلط سودايى چيره است . در اين دو حالت خون بدن را كاهش مىدهد و بسيار زيانآور است . در هر حال خونريزى بينى كه زياده از حد شد خطر بيماريهاى ناتوانى كبد و استسقا و غيره بيمار را تهديد مىكند . جسمهاى داراى خلط مرارى صفرايى كه خون رقيق دارند بيشتر آمادگى خونريزى بينى دارند . جسم معتدل المزاج از خونريزى بينى نفع بيند . پيشدرآمدهاى خونريزى بينى عبارت است از اينكه : بيمار درخشندگيهايى مىبيند و خطهاى سپيد و زرد و سرخ - بهويژه بعد از سردرد - پيش چشمش آيد ، و بقيهء چيزهايى كه در بيماريهاى حاد و بحرانى گفتهايم پديدار مىشوند . مىتوان از چگونگى خونريزى بينى حالت بيماريهاى بحرانى و سخت را دريافت كه در موقع خود بيان كردهايم .