أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
299
قانون ( فارسى )
4 - استخوان كركركى ( مشاشى ) زير فشار در تنگنا قرار گرفته است . فشار از خلط ، يا از باد ، يا از ورم ، يا از سرطان . 5 - رويش گوشت زائد در بينى . 6 - بندآمدنى در حجاب بالاى بينى . 7 - بارها رخ داده كه بينى از اثر داروهاى به بينى كشيدنى و در بينى چكيدنى ، با سوء مزاج گرم روبهرو شده است يا از اثر دارو تخدير شده و به سرد مزاجى مبتلا گشته است . يا اينكه هواى بسيار گرم بر بينى تأثير گذاشته و آن را گرممزاج نموده ، يا هواى بسيار سرد بينى را به سرد مزاجى سوق داده است . 8 - استخوان بينى ضربت خورده يا انسان دمر و بر زمين افتاده و استخوان بينى آسيب ديده است . نشانيهاى حالات بيمارى بينى انسانى كه اصلا بو نمىكند اما نمينهاى تراوشى از بينى به حال طبيعى مىباشد ، نشان آن است كه راهبندانى در پالايشگاه وجود ندارد . اگر نتواند از راه بينى نفس بكشد و در وقت حرف زدن صدا از بينى مىآيد ، بدان كه نوعى بندآمدنى در ته بينى و نزديكيهاى آن روى داده است . اگر مادهء تراوشى بند آمد و تشخيص دادى كه از اثر سوء مزاج مغز نيست و از كم شدن ريختنىهاى مغز هم نيست و پايينتر از پالايشگاه باز بود ، نشان آن است كه راهبندان هست ولى ژرفارو است و در اين نزديكيها نيست . اگر تراويدههاى بينى طبيعى است و راهبندانى در پايين ته بينى و اطراف آن رخ نداده است ، بدان كه مغز آسيب ديده است . آنگاه حالت مغز را بررسى كن ! چه نوع مزاجى دارد ؟ كنشهاى مغز چگونهاند ؟ احوال مغز چطور است ؟ كه اينها را همه مىدانى ! اگر حس بويايى ناتوان است و خللى دارد ، باز به سراغ مغز برو كه سبب از مغز است . اگر بوى بد را در بينى احساس مىكنند و در نفس كشيدن بوى بد برمىكشند ، بدان كه خلط گنديده در يكى از جاهاى بينى و آنچه با بينى مربوط است موجود است ، و چنانكه ياد گرفتهاى آن را شناسايى كن ! اگر انسان در هنگام بيماريهاى سخت بوى چيزهاى غير عادى و بىسابقه به مشامش برسد و چيزى در ميان نباشد كه اين بوى غير عادى از آن برخيزد ، و با اين همه بويهايى همانند بوى ماهى ، گل و لاى ، روغن حيوانى و غيره به مشامش مىرسد و نشانىهاى ديگرى ناپسند هم بود ، بدان كه مرگ بر او سايه افكنده است .