أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
284
قانون ( فارسى )
كمترين موج هوايى واكنش نشان مىدهد . چنانكه آدم ضعيف از كمترين سرما و گرما متأثر است . ناتوانى نيروى شنوايى - چنانكه دانستى - از تباهى مزاج است . اگر ما فوق سبك است و ما فوق آن است كه بسته به ضعف و نيرومندى باشد ، وجودش از محركى است كه بخار را متموّج مىكند ، كه از تموّج و تحريك معمولى بالاتر است . و آن محرك ، موج دهندهء بخار يا بادى است كه از ناحيهء سر در حركت است . يا صداى جوشش چرك و ريم است كه در اطراف گوش به هم آمده يا از حركت كرمى است كه در مجارى گوش توليد شده . سببى كه چنين حالاتى را به بار آورده است ، يا اضطراب و هيجانى است كه اخلاط همهء بدن را به جوش مىآورد ، چنانكه در تبها و اوايل نوبهء تبها روى دهد ؛ يا اينكه امتلاء زياد در بدن و بهويژه در سر است ، چنانكه بعد از مستى كردن زياد رخ مىدهد ؛ يا تشويش است كه ويژهء مغز است ، چنان كه بعد از قى كردن شديد و بعد از صدمه و ضربت خوردن رخ دهد ؛ يا سبب نه از جنبوجوش زياد خلط ، بلكه مادهء لزج است كه در اثر تحليل رفتن به باد تبديل مىشود و صدا دوام مىيابد . يا امتلاء و پرى نيست ، سبب تهى شدن بدن است ، و اين تهى شدن از اضطراب و تشويش رطوبتهاى پراكنده در بدن مىباشد . هرگاه جسم غذايى را دريافت ننمود ، بر آن رطوبتها روى مىآورد و آنها را تحليل مىبرد و به حركت مىاندازد . شايد وزوز و صدا بعد از تناول داروهايى باشد كه خلط و باد را در اطراف مغز بند آورند ، و شايد صداها در خود گوش ، يا به شراكت معده و اعضاى ديگر كه باد را به سوى گوش مىفرستند ، باشد . علامات : اگر صداها هميشگى است و قطع نمىشود ، سبب در سر نهفته است . اگر در پرى و تهى بودن بدن است كه گاهى تسكين يابد و گاهى به هيجان آيد ، يا از سرما و گرما كم و زياد شود ، دليل آن است كه اعضاى ديگرى در آن شريك است . چگونگى صداها : گاهى مانند صداى جوشيدن رو به بالا است ، كه اكثرا از مشاركت بدن بخصوص معده است . گاهى مثل صداى چيزى است كه به دور خود مىچرخد ، يا صدا به خشخش برگ درخت مىماند كه اين از بادى است كه در گوش به هم آمده است . اگر همراه صدا تب و درد و لرزش كم بود ، معلوم است كه ريم و چرك جمع شده . اگر صدا سبك و پنهانى آيد و منقطع نمىشود ، از خلط چسبنده است . اگر از نيرومندى نيروى شنوايى است ، نبودن سبب بادى ، امتلاء ، شنيدن و هيجان گوش در حالت گرسنگى و تهى بودن دليل آن است . اگر از خشكى است ، صدا بعد از تخليهها و تبها آيد . اگر از ناتوانى است ، از زيادهرويها كه بحث شده و مىدانى ! اگر با مزاج گرم است ، صداها يك دفعه آيند و التهاب گوش همراه دارد ، كه در مزاج سرد برعكس است .