أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
261
قانون ( فارسى )
علامات : اگر از حس بينايى قوى است ، خفيف است و به اشكال گوناگون و داراى منظر بهخصوصى نيست ، و تا چشم سالم است آن هم موجود است و اختلالى ندارد . اگر سبب از قرنيه است ، سببهاى قرنيه را ذكر كرديم كه ثابت مىماند ، افزايش نمىيابد و زيانى به چشم نمىرساند به جز اينكه موجب وجود اشباح است . اگر به سبب بيضيه است مدت زياد ماند و آسيبى بزرگ به چشم وارد نياورد - كه اين حالت يا كمى بعد از رمد گرم يا پيرو سبب سردى يا گرمىبخش پيدا مىشود و از معاينه معلوم است - و بهويژه كه قرنيه با جلا و صاف است و زبرى ندارد ، و چيزى ثابت هست كه زياد نمىشود و زيانى هم نمىرساند . اگر سبب بخارهاى معده و بدنى است ، علامت اين است كه از بخارآورها و امتلاء و هضم و جنبشها و سرگيجه و حيرتزدگى چشم برانگيزد . آن هم گذرا است و زياد نمىپايد و زياد و كم مىشود . ويژهء يك چشم نيست و در هر دو چشم مىباشد . اگر غثيان ( دل به هم آمدن ) همراه داشت ، دليل درست است . اگر قى و استفراغ بود ، بايد معجونهاى مسهل ( ايارج ) به كار برد و غذا را لطيف كرد و هضم روبراه باشد كه آن را افزايش يا كاهش دهد . تو در باب ضعف چشم ، علامت آنچه از خشكى بيضيه باشد ياد گرفتى ! و اگر تا شش ماه سلامت چشم و شخص صاحب چشم خيالاتى استمرار يافت ، اكثرا جاى نگرانى نيست . اما اگر سياهيها پيشدرآمد آب در چشم آمدن باشد ، به تدريج چشم به تيرگى گرايد تا آب نازل مىشود و يا يكباره آب آيد . كمتر اتفاق افتد كه از شش ماه بگذرد . اگر ديدى كه اشباح مىرود و برمىگردد ، كاستى و فزونى دارند ، بدان كه آژير آب نيست . اگر مدت طول كشيد و ناتوانى به چشم روى نياورد ، بدان كه از آب در چشم آمدن خبرى نيست . معالجات : آن شبحها كه پيشدرآمد آب هستند بايد زود معالجه شوند ، و در غير اين صورت اگر از خشكى است ، از رطوبتدهندهها نفع بيند . اگر از رطوبت و غير رطوبت است و از خشكى نيست ، از به چشم كشيدنيهاى جلادهنده استفاده كن ! در معالجهء آنچه آژير آب آمدن به چشم است ، بايد اولا بدن و بهويژه معده را تخليه كرد . بعدا سر را وسيلهء غرغرهها و انفيهها و كلوچيدنيها پاكسازى كرد . عطسهآورها ازآنرو كه سستىآور است و تخليهكننده مفيد است ، و از آنجا كه عطسه سبب حركت شديد مىشود ، بيم آن دارد كه آب را تحريك كند و بهويژه اگر زير عصب يا نزديك آن باشد . و بدان ! كه « ايارج فيقرا » بسيار خوب است و « حب الذهب » ( حب طلا ) آميزه با لوفا و خيار تلخ كه با شيرهء الوا معجون كنند ، خوب است . نبايد داروهاى لطيفكننده و جلابخش در چشم كشند مگر بعد از تخليه .