أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

246

قانون ( فارسى )

فصل سيزدهم توته گوشتى است سست ، در لايهء داخل پلك به وجود آيد . خون سرخ و سياه و سبز از آن جارى مىشود . علاجش تخليه به وسيلهء خشكنده‌هاى خورنده و شيافهاى گرم است . و هرگاه توته را وسيلهء داروهاى خورنده از بين بردى ، گردها و شيافهايى را كه براى رويانيدن گوشت در قرحه‌هاى پلك به كار مىرود استعمال كن ! در هر حال علاجش همان علاج خارش و جرب ( گرى ) قرنيه است . فصل چهاردهم فضله انداختن ( التجعّر « 1 » - چلغوزى ) ( التحجر - نسخه ) ورمى كوچك است كه خون دارد و ( سخت مىشود - نسخه ) فضله مانندى را بيرون دهد . مىتوان با عمل دست آن را از بين برد . و بعدا داروهاى قرحهء پلك را به كار برد . فصل پانزدهم قرحه و دريدگى پلك علاجش : ضماد عدس پوست‌كنده و پوستهء انار در سركه پخته گذارند تا كبره ( خشك ريشه ) مىافتد و خوره از بين مىرود . آنگاه زردهء تخم و زعفران بر آن بگذار كه قرحه را علاج مىنمايد . اگر نياز بود ، شياف « كندر » ، شياف « ابار » ، سوختهء ارزير سياه يا شياف « اصطفطيقان » و شياف سرخ نرم استعمال كند ! كه دريدگى پلك برهم جوش مىخورد ؛ و علاجش هم علاج دريدگى پوست است كه ذكر شده است . فصل شانزدهم گرى و خارش پلك اين بيمارى از مادهء شور بوركى ، از خون تند مزاج ، يا خلط تند مزاج ديگر ناشى است ، كه اول خارش است و بعدا گرى مىشود . اكثرا اين حالت كمى بعد از قرحهء چشم به وجود مىآيد . سرآغاز اندك خارش پديد آيد ؛ در نتيجه زبرى و سرخى پلك ، سرانجام انجيرى شكل و قرحه مىشود . و بعد از آنكه ترك از خارش و آماس شديد ظهور كرد ، دانه‌هاى سخت پيدا مىشوند .

--> ( 1 ) - التحجر : سنگ شدن ( نسخه ) .