أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
243
قانون ( فارسى )
فصل هفتم برهم چسبيدن پلك در ريزشگاه و غيره گاهى پلك به كرهء چشم مىچسبد ، يا به ملتحمه يا به قرنيه يا به هر دو . اين چسبيدگى در يكى از گوشههاى چشم يا در وسط مىباشد و گاهى كرهء چشم را به كلى در بر مىگيرد . سببش يا قرحههاى كوچك ، يا تركخورده از دست چشمپزشك است ، كه سبلى را كنده يا ناخنه را پراكنده نموده . يا اينكه جرب را از پلك خراشيده و به وسيلهء زيره و نمك و غيره داغ تمام ننهاده چنانكه گفتيم و چنانكه بايستى مراعات كند مراعات نكرده تا به هم چسبيده و كار به تباهى كشيده است . فصل هشتم مسدود شدن ( سدّيه ) گوشتكى است جوش مانند كه در چشم پيدا مىشود . اگر در گوشه باشد بايد بركنده شود . بعدا علاج غرب به كار برد . يا داروى « باسليقون » ( زيرهء كرمانى ) ، « داروى بنفشى » ، داروهاى ناخنه و به ويژه شياف « زرنيخى » به كار برد . اگر گوشتك سدّ آورنده ، سپيد و سياه بود همان علاج ناخنه را به كار ببر ! چنانكه گفته شد . فصل نهم برگشتن پلك - كه شتره نام دارد اين بيمارى سه قسمت است : 1 - پلك مىترنجد و سپيدى چشم را نمىپوشاند . كه ممكن است از خلقت باشد يا بريدگى در پلك به وقوع پيوسته . چنين چشمى را چشم خرگوشى مىنامند . 2 - همهء سفيدى را نمىپوشاند كه آن را كوتاهى پلك نامند و همان انگيزهء اولى دارد ، ليكن كمتر است . 3 - پلك زبرين بر پلك زيرين نمىآيد . كه علتش يا غده ، يا رستن گوشت زايد است كه تازه برآمده ، يا از تشنج پلك است كه قرحه داشته و بر پلك به هم آمده است و نمىگذارد پلك بالايى بر پايينى بيايد ؛ و شايد همهء اينها از تشنج ماهيچههاى پلك برهمزن باشد . علاج : اگر از كوتاهى پلك است ، بايد شق شود و بخيه نزنند و بعد از پيدا شدن گوشت بر پوست به هم مىآيد . در حالت دومى همين علاج است ، كمتر يا زيادتر . اگر از غده و گوشت زيادى باشد ، بايد با نيشتر آن را برداشت . همچنين آنچه از اثر قرحهء