أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

225

قانون ( فارسى )

يا اينكه جوشى است خراجى ، جمع آيد و باز مىشود . هرگاه تركيد اكثرا « ناصور » مىشود . در هر دو حالت مشاركتى موجود است . هر دو با لمس كردن به حركت درمىآيند ، با فشار انگشت فرونشينند ، و به حال خود بگذارى برجسته مىنمايند . گاهى گوهر اين جوش و برآمدنش در عمق است و برجستگى به خارج نمىرسد ، ليكن خارش دليل است كه ممكن است با فشار زياد از انگشت حس شود . غرب ناصورى است كه در گوشهء رو به داخل چشم پديد آيد . اكثرا كمى بعد از خراج و جوش در آن گوشه از چشم است . كه مىتركد و ناصور مىشود . چنين خراجى قبل از تركيدن نامش « اخيلوس » است ، و چون آن گوشهء چشم گوهر رقيق دارد و از داخل به رويه فراغى است ، ميان استخوان بينى و طرف كرهء چشم ؛ هرگاه جوش تركيد بايد آن را به حال خود گذاشت كه به هم آمدنش دير مىكشد يا بسيار سخت است ، زيرا عضو رطوبى و هميشه در حركت است ازاين‌رو ناصور مىشود . ممكن است انفجار به سوى خارج يا داخل باشد ، به‌طرف راست يا چپ باشد ، يا به هر دو طرف راست و چپ باشد . بسيار اتفاق افتد كه به سوى بينى جريان كند ، كه شايد مادهء پليد زنگارى آن به استخوان برسد و آن را فاسد گرداند و سياه كند و بخورد و كركركهاى پلك را تباه گرداند و چشم را پر از چرك و ريم مىكند كه با فشار انگشت بيرون آيد . معالجه : جوش غرب از بيماريهاى ديرپاى چشم است . تا نو برآمده است ، علاجش آسان‌تر است ، كه داروهاى بيرون راننده ( پاك‌ساز ) - كه ذكر خواهيم كرد - به كار ببرند . اگر كهنه و ماندگار شد ، علاجش يا داغ‌گذارى است - كه دستورش را خواهيم گفت - يا آنچه بدل داغ است مانند « ديگ بر ديگ » . بايد با پارچه‌اى ناصور را حك كرد و فتيلهء « ديگ بر ديگ » را در ميان آن آگند . بعضى پندارند : اگر ناصور پاك شود و گوشت مرده را از آن دور سازند و پنبه را در آب خرنوب نبطى خيس كنند و در آن فرو كنند نفع زياد مىبينند . اگر به جاى داغ ، دارو بگذارى بهتر آن است كه آن را بفشارى تا آنچه در آن است بيرون آيد ، بعدا با شراب گيرنده ( گس‌مزه ) شسته شود . اگر جوش كوچك است و بيرون نزده است ، دو روز تا سه روز با پارچه مىبندند تا مقدارى ماده در آن جمع آيد ، آنگاه فشار دهند و بشويند و پس از آن شياف غرب - كه محمد زكريا رازى به خود نسبت داده - به‌ويژه حل شدهء آن در آب مازوج را بر آن بچكانند . بهترين راه به ناصور چكانيدن آن است كه هريك ساعت يك قطره باشد . يكى از تداويهاى مهم اين است كه وسيلهء ميل عمق آن را بدانند و بعدا پنبه را با داروى سيال يا گرد بيالايند و ببندند و بيمار آرام و بدون حركت بماند .