أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

181

قانون ( فارسى )

نشانه‌هاى درد را در حال تشنج بيان خواهيم كرد . علامت تشنج از امتلاء اين است كه تشنج يكباره و ناگهانى رخ مىدهد و به سرعت روغنى را كه براى تشنج زده مىگذارند برنچيند ، مگر اينكه در مدتى نه دور حرارتى بر او وارد شده باشد . تشنجى كه از يبوست ( خشكى ) است ، اندك‌اندك و بعد از بيماريهاى استفراغى - از هر نوع باشد - مىآيد ، يا بعد از استفراغ وسيلهء داروها ، يا قى و اسهال بدون تدخل دارو ، روى آورد . تشنج كه سببش آزار باشد ، از انگيزه‌هاى خارجى و تناول شدنىهاى مانند افيون و خربق و غيره است . و مىدانى كه آزار از معده است و مغز و عصب در آن مشترك است . شخص متشنج قبل از پيدا شدن تشنج احساس ضعف زياد و اندوه بسيار دارد و فشار بر معده حس مىكند ، كه ممكن است اين حالت را در تمام مدت تشنج احساس كند . ممكن است تشنج آزاردهنده ، بعد از قى كردن خلط كراثى ( گندنايى ) و زنگارى باشد . و هم‌چنين شايد از نيرومندى نيروى حساس دهانهء معده روى دهد كه تا مادهء تشنج به معده وارد شود صاحب معده به تشنج گرفتار آيد . و قبل از تشنج آزار و گزش در دهانهء معده احساس مىشود . و شايد چنين حالات تشنجى در بيماريهاى ديرپا و قوى كه در مثانه و رحم باشند پيدا شود ، كه قبل از ابتلاء به تشنج درد و آزار و آسيب به اندام مىرسد . بقيهء حالات تشنجى يا دردى با وى نيست يا دردش ناشى از خود تشنج است نه تشنج از درد ناشى شود . تشنج از ورم ، از آنچه گفته‌ايم معلوم مىشود . دليل و معرّف پيدايش تشنج اولا كم‌حجمى نبض و متفاوت بودن آن است . بعدا جابه‌جا شدن نبض چنان‌كه گفته شد . اكثرا علامات تشنج به قرار زير است : رخساره سرخ مىشود ، كجى و لوچى در چشم ، نفس‌بريدگى و تنگ نفسى شديد ، و شايد بيمار بخندد ليكن اين حالت عارضى است و اصلى به شمار نمىآيد . قبوضيت و خشكى طبيعت ، قبضى شكم ، گاهى بول بيمار حبس مىشود و شايد حبس نشود و مانند خونابه باشد و حباب دارد ، بىخوابى ، سكسكه ، سردرد ، لرزش ، احساس درد زير بند ميان گردن و هر دو شانه ، احساس درد در بند ميان دندهء كمر و دنبالچه و پايين‌تر . اگر تشنج به سبب تب آيد كه از حالات وخيم در تبها است اين علامات را دارد : كجى در چشم ، سرخى در وسط چشم ، لوچ شدن ، برهم ساييدن دندان ، سياه شدن زبان ، كشيدگى پوست سر ، سرخ شدن بول اولا و بعدا سفيد بودنش به سبب بالا رفتن ماده به سوى سر ، تپش گيجگاه و رگهاى سر ، و شايد شكم خشك شود يا متشنج گردد . بقراط فرمايد : اگر بعد از تشنج تب آيد بهتر است از آنكه بعد از تب تشنج رخ دهد . منظورش اين است كه هرگاه تب بر تشنج مرطوب وارد شود آن را تحليل مىبرد . اما تشنجى كه از تب ناشى باشد از آن نوع تشنج خشك است كه به زحمت علاج‌پذير مىباشد .