أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

148

قانون ( فارسى )

جالينوس گويد : اگر قبل از نوبهء صرع پاى مصروع را محكم ببندند صرع يا پيدا نمىشود يا سبك مىباشد و ما خودمان دراين‌باره چيزهاى عجيبى ديده‌ايم . بسا اتفاق افتاده كه انگشت شست را يا هر انگشتى كه احساس شده بخار از آن مىتراود داغ گذاشته‌اند و از صرع شفا يافته‌اند . صرع گاهى سببش كرم عادى يا كرم كدو مىباشد . بعضى از حالات صرع با غش كردن همراه است كه اطباء آن را خارج از صرع دانسته ولى در حقيقت صرع است . خفه شدن زهدان نيز گاهى سبب صرع مىشود ؛ و اين در صورتى است كه خون حيض در غير وقت معين آيد و در رحم راكد بماند . يا اينكه زن مدتى مديد بدون جماع مانده و منى در رحم به نوعى سمّيت مىگرايد . اين احتباس حيض و منى حركات و بخارهايى دارند ، به‌طور مرتب يا نامرتب بخارهايى از آنها برمىخيزد و به سوى مغز بالا مىرود ، زن دچار صرع مىشود . امكان دارد مردى كه آب پشتش متراكم و در آوند راكد مانده و سرد شده است ، منى به مادهء سمى تغيير يابد و بخارش سبب صرع شود . گاهى زن حامله دچار صرع مىشود . هرگاه بچه آورد و مادهء ناسازگار حيض را بيرون داد ، شفا يابد . شنيده‌ايم كه گاهى صرع از ستون فقرات و گاهى از كتف و غيره شروع مىشود . اگر منشأ صرع از معده و مراق باشد ، سبب اين است كه امتلاء ( پرى معده ) راه‌بندانهايى را در رگها به وجود آورده . معده غذاى سازگار و خوب را نمىپذيرد و خلط در آن فاسد مىشود . يا غذاى سازگار در معده مىماند و از راه‌بندانى كه واقع شده فاسد مىشود . و اكثرا غذاى فاسد شده به معده برمىگردد و غذاى تازه‌وارد خوب كيموس را نيز به فساد مىكشاند ، بسيار اتفاق افتد كه در اين حالت غذاى هضم نشده را قى مىكنند . در هر حال بيمارى صرع بدون شراكت اندامان يا با شراكت اندامان باشد ، نزديك‌ترين منشأ آن مغز است يا بطن جلو مغز و يا ساير بطنهاى مغز . زيرا نخست آسيب - كه مهم است - بر حس بينايى و شنوايى و حركتهاى ماهيچهء رخسار و پلك چشم وارد مىآيد . هرچند ساير حواس و اعضاى متحرك از اين آسيب بىنصيب نمىمانند . اگر ساير بطنهاى مغز در آسيب ديدن با مغز جلوى شريك نبودند ، بيمار فهم را از دست نمىداد و در نفس زيانى نمىديد . در اكثر حالات ، تشنج پيش‌درآمد صرع است . صرع واكنش تشنج شديد است . همين‌كه مادهء بدجنس آزاردهنده كه سبب تشنج و صرع شده است ، يا باد ناسازگار كه منشأ صرع است تحليل رفت ، كنشهاى حسى و حركتى به حال عادى برمىگردند . ممكن است در چنين حالتى خلط رانده شده در سوراخ بينى يا در گلو مشاهده شود . بسيار اتفاق افتد كه بدون احساس به تشنج ، صرع ظاهر گردد . اين در حالتى است كه مادهء صرع‌آور سبك و كم‌مايه و از امتلاء نه از بدگوهرى بسيار سبب صرع شده است .