أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
141
قانون ( فارسى )
بلغمى در قانون ذكر شده است . 4 - اگر آن خلط صفرا باشد ، علامتش : بىخوابى ، التهاب در سر ، بدون سرگرانى زياد ، ديدن اشباح زرد طلايى . 5 - اگر خلط خونى باشد ، علامتش : رگها باد كرده ، رخساره و سر و چشم سرخ و گرم ، سرگرانى ، خستگى ، خواب و تپش است . 6 - اگر خلط سودايى باشد ، علامتش : تا اندازهاى سرگرانى ، بىخوابى ، ديدن اشباح سياه مانند موى سياه و ورقههاى سياهرنگ و دود ، تباهى فكر ، و ساير علامتهاى نامبرده . 7 - اگر سبب از بخار معده باشد ، علامتش : اشتها از بين رفتن ، يا اشتها كم شدن است ، هضم به تباهى گرايد ، نفس به خفقان و سستى گرفتار آيد ، معده به هم مىخورد ، قسمت جلو و وسطى سر به درد آيد و بعيد نيست كه قسمت عقبى سر نيز احساس درد كند . برحسب گرسنگى و شكمسيرى ، درد زياد و كم مىشود و ممكن است قبلا تبى در كار بوده باشد ؛ و همچنين معدهاش درد مىكند و احيانا باد هم مىكند و راه مشاركت بيمارى از عصب است . قبل از سرگيجه و در حين شدت سرگيجه و در آخرش ، قسمت عقبى جاندانه در نزديكى رستنگاه ششمين زوج و در اطراف پشت گردن احساس درد مىكند . 8 - اگر سبب از رحم باشد ، علامتش : قبل از سرگيجه : اختناق زهدان ، حبس شدن منى يا خون حيض ، يا ورمهايى در زهدان روى مىدهد . و همچنين است اگر سبب از آبدان ( مثانه ) باشد . 9 - اگر منشأ بيمارى ، همهء اندامان باشد ، يا از چشمهء غذا كه كبد است يا از سرچشمه روان كه قلب است برخاسته باشد ، معلوم مىشود كه در رگها و شريانهايى است كه از اين دو سرچشمه روييدهاند . 10 - اگر سبب سرگيجه در پشت گوش يا در پشت سر است ، علامتش : تپش شديد ، تشويش و پيچش و سفت شدن رگهاى گردن است ، هرچند كه دردى در گردن و عصبهاى گردن حس نشود و ساير پيها به درد نيايند . اگر ديدى كه شريان بيرونى در پشت سر كشيده شده و هرگاه نبض آن را به وسيلهء دست يابند ( اعجمى ) يا به وسيلهء سرب منع كردى ، يا گيرندههاى نامبرده را بر آن ماليدى و بيمارى كم شد ، علامت آن است كه گدارها در آنجاست ، اگر كم نشد ، بدان كه در آن ديگرى است آن را هم آزمايش كن ، اگر پيدا نكردى بدان كه در رگ ناپيداست . 11 - اگر از سوء مزاج مختلف است ، از سبكى مغز و نبودن سببهاى نامبرده شناخته مىشود ، اين نوع از سرگيجه از هجوم سردى يا گرمى خارجى يا از خوردن يكبارگى سردىبخش يا گرمىبخش به وجود آمده كه بيمار به سرگيجه گرفتار شده است . براى بيمار سراسيمگى ، آب خوردن از شراب خوردن بهتر است . و بدان كه سراسيمگى و سرگيجه اگر زياد ماند علت نمايان است و علامت بحرانى آشكار است .