أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

112

قانون ( فارسى )

است استعمال كند و به علاوه داروهايى مانند تراشهء كدو ، خرفه ، لعاب اسفرزه ، هفت‌بند ، هميشه بهار و همانند آنها را به كار ببرد . براى خوابيدن به آوازهاى نازك و لذت‌آور كه آدم را پكر نمىكند و ايقاعش سنگين و آهنگ موزون و مرتب باشد گوش بدهد . هم از اين است كه شرشر آب و خش‌خش برگ درخت شنيدن ، خواب‌آور است . 3 - اگر بىخوابى از اثر درد است ، علاجش داروهاى مسكن درد است و ما علاج هر نوع از دردها را در باب خود گفته‌ايم . 4 - اگر بىخوابى از اثر تبها است ، اكثرا خواب رميده را شربت « دياقود » ساده ( شربت كوكنار يا پوست خشخاش ) مىخورانند و خوابش مىبرد . و بايد آب بر روى خود پاشد و داروهاى آبكى استعمال كند و گيجگاه و پيشانى را با روغن خشخاش و كاهو بيندايد . و در اين روغن ماليدنى تخم خشخاش سفيد قاطى باشد و سر بر بخار تخديرآورهايى گذارد كه من در اقرابادين نوشته‌ام . اگر قرص زعفران را - كه در بحث از سردرد گرم از آن ياد شد - در افشرهء خشخاش يا گلاب كه خشخاش را در آن جوشانده‌اند ، يا آب كاهو بياميزند و پيشانى را بدان مالند ، مفيد است . يكى ديگر از داروهايى كه در اين حالت به تجربه رسيده است اين است كه : دارچين ختايى ، افيون ، زعفران را در روغن گل حل كنند و بينى را بدان مالند . همچنين داروى ماليدنى كه از پوست خشخاش و بيخ مهرگياه درست كنند بر گيجگاه مالند و آن را بو كنند . و هركسى از اين داروها به اندازهء يك دانه گاودانه ببلعد به خوابى معتدل فرورود . 5 - اگر خلط غليظ بالا رفته و سبب بىخوابى شده است بايد شاه افسر ، بابونه و مىپخته را بر پيشانى گذارد . 6 - اگر تب‌دار يا غير تب‌دار به بىخوابى گرفتار است ، يكى از معالجات آن است كه : دست و پاهاى او را چنان ببنديد كه به درد آيد و چراغى پيش او بگذارند و مردم در حضور او به گفتگو و چانه‌زنى بپردازند و فجأة بند را باز كنند و چراغ را بردارند و همه سكوت كنند ؛ او مىخوابد . 7 - اگر سبب بىخوابى رطوبت بوركى و شور است ، بايد از خوردن هر تند و شورمزه‌اى بپرهيزد . ماهى رضراضى و گوشت نرم و لطيف كه آبگوشتش كم‌نمك باشد ، بخورد و به وسيلهء « شبيار » استفراغ نمايد و با روغنهاى ملايم و نيمه‌گرم سر را بمالد . اگر اين نوع از بىخوابى در عمر پيرى روى دهد ، علاجش دشوار است و در هر حال بايد هر شب آب‌پز مرزه كوهى ، بابونه و بابونه چشم گاوى را بر سر پاشد و روغن بابونهء چشم گاوى يا روغن زنبق را يا روغن زعفران را به بينى كشد . و اگر بىخوابى به حد افراط برسد و بيم آن برود كه از اثر بىخوابى نيرو را از دست مىدهد شايد ناگزير باشيم كه يك قيراط يا تقريبا به اندازهء يك قيراط افيون به وى بخورانيم تا خوابش ببرد . اگر بىخوابى به چنان حد افراط نبود كه گفتيم ، شايد تنها خسته شدن و ورزش كردن كه بعد از