أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

93

قانون ( فارسى )

اگر ديدى كه بيمارى بسيار پايين آمده و از مرز سرسامى بيرون رفته است ، علاج نقاهتى ( نو شفايافتگى ) استعمال كن ! در ننو بنشيند و از هواها و بادهاى بدجنس و گرم و سام و گرماى آفتاب دورى جويد تا بيمارى بازنگردد . و اگر خواهى بيمار را شست‌وشو دهى با آب صاف و بىآلايش و اندك گرم شست‌وشوى سبك بده تا خوابش ببرد ، خوابيدن بسيار مفيد است . از گوشت سبك بسيار بخورند . تا اينجا راجع به معالجهء سرسام بطور كلى سخن رانديم . اما علاجهايى كه ويژهء سرسام صفرايى و علاج سرسام خونى است ، به قرار زير است : 1 - بيمارى كه سرسام صفرايى دارد ، به اسهال زيادتر و رگ زدن كمتر نياز دارد . بيمار براى اسهال دادن صفرا بايد لغزاننده‌هاى لطيف - كه ذكر شده‌اند - بخورد . و چيزهايى بخورد كه خون را تنقيه مىكنند و اگر مزاج بيمار بپذيرد بايد در هر حال شاهتره با داروى خوردنيش باشد و اگر بيمار آمادگى داشته باشد سقمونيا را هم مخلوط كند خوب است . بيمار سرسام صفرايى ، در وقت رگ زدنى نبايد به غش كردن نزديك باشد . بايد بعد از تأكيد از آنكه غش نمىكند ، اندازه‌اى مناسب خون از او گرفت و بعدا مسهل به دو داد تا تخليه شود . هم‌چنين بايد داروهايش سرد و تر باشند . اما اگر سرسام خونى است بايد غذاهاى سرد بخورد و اگر اماله و اسهالش پايان يافت ، ممكن است كه خوراكش قبض باشد از قبيل خوراكهاى : غوره‌اى ، انارى بهى و سيبى . درصورتىكه اين خوراكها با سرسام صفرايى ناسازگارند و بايد خوراك بيمار سرسام صفرايى از نوع كدويى ، كشكى ( منظورم از كشكى خوراكى است كه از جو پوست‌كنده با دوغ درست كنند ) سفيدبايى ، سلمكى ، ماشى و همانند آنها باشد و به وسيلهء سركه و شكر يا آلوى طبرى يا آلو بخارا و همانند آنها ترش‌مزه گردد . و بدان ! كه صفرايى ، به خاموش كردن گرمى زياد نياز دارد و خونى ، به تحليل زياد . در معالجهء سرسام صفرايى ، از خنك‌كننده‌ها آن اندازه حذر مكن كه در علاج سرسام خونى بايد حذر كنى . صفرايى را از آب سرد بسيار منع مكن ! و بايد كوشش كنى كه زياد بخوابد خواب‌آورش مايعات ترىبخش و روغن كاهو و روغن كدو و همانند آنها باشد و بوييدنيها هم از ترىبخشها باشند . بيمارانى كه مادهء صفرايى آنها صفراى سوخته است بايد در علاج آنها بيشتر به ترىبخشها بپردازى ، و تا ممكن است اماله‌هاى سردىبخش و تر گردان را در علاج آنها به كار ببر ! فصل پنجم فلغمونى ، التهاب در نسيجهاى مخاطى ، كه بر گوهر مغز روى آورد اكثرا اين بيمارى ناشى از خون گنديده است كه ورم بر مغز وارد آورد . شايد جاى به هم رسيدن استخوانهاى سر را از هم جدا سازد و شبكه را متخلخل كند و در اين بيمارى تو گويى نزديك است