أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

90

قانون ( فارسى )

كسى است كه مىخواهد در جنگ شركت كند و دماغ دشمن را بكوبد و دستهايش براى تهديد حركت مىكنند . پيشانى زياد به سوى بالا كشيده مىشود . 3 - اگر سبب سرسام صفراى سوخته كه از همه بدتر و كشنده است باشد ، روىآورده‌هاى بيمارى با حالت ديوانگى و پكرى همراه است . نفس بلند ، دست جنباندن بىهدف ، چشم تيره ، تو گويى جنون سودايى است . 4 - علامت انتقال سرسام گرم به حالتهاى ديگر : ( الف ) اگر به سرسام سرد ( ليثرغس ) تبديل شود - كه نويد شفاست - چشم بيمار گود مىشود ، پلك برهم آوردن زياد رخ مىدهد . آب دهن از لب و لوچه مىآيد ، نبض سست و نرم است . ( ب ) اگر به « سفاقلوس « 1 » » و ورم مغزى تبديل شود ، علامت « سفاقلوس » پديد آيد . گاه‌گاهى سياهى چشم ناپيدا و سفيدى پيداست . بيمار هر وقت مىخواهد بر پشت خوابد ، شكم باد مىكند ، دنده‌هاى نزديك شكم ( شرسوفها ) كشيده مىشوند ، پرش به اندامان روى آورد . ( ج ) اگر سرسام به بيمارى دق مبدل شود ، فرورفتگى چشم ، آرامى و سبكى تب ، خشكى بدن ، كوتاهى و سختى نبض پيداست . ( د ) اگر سرسام تبديل به ترنجيدگى شود نشانيهاى ترنجيدن را در باب تشنج آورده‌ايم . فصل چهارم علاج انواع سرسام علاجى كه همهء انواع سرسام در آن مشترك است و براى هر حالت از حالات سرسام حقيقى مناسب است زدن رگ قيفال است كه بايد خون نيك و زياد از آن گرفت . همين‌كه خلطها شروع به فعاليت كردند و مانعى مهم در راه نبود بايد رگ قيفال را زد . بايد دقت كرد كه آيا بيمار از اثر رگ زدن غش كرده يا به غش كردن نزديك است و همين‌كه دانستى كه نزديك است غش كند خون‌ريزى را بند آور ! اما بايد بدانى كه غش كرده يا در حال غش كردن است زيرا حالت بيمار كمتر اين را آشكار مىكند . تنها از راه نبض مىتوان پى برد . اگر نبض لرزيد يا پايين آمد و بدون انتظام اختلاف پيدا كرد مثلا نبضى درشت و يكى ريز است بدان كه غش كردن نزديك است . بايد بيمار را خوب و محكم باندپيچى كنى كه مبادا از حركات و تشويشى كه بدون فهم باشد باند را باز كند و كار را تباه گرداند . بعد از آن اگر بيمار نيروى كافى دارد و نياز به رگ‌زنى داشت و بيمارى هنوز نيرومند است رگ پيشانى را بزن !

--> ( 1 ) سفاقلوس - شقاقلوس - سقاقلوس : به معنى ورم مغز .