أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
87
قانون ( فارسى )
4 - بيهوده دست و پا را مىجنباند ، نفسش درهم برهم و نامنظم و بلند است . 5 - سردندههاى نزديك شكم به سوى بالا زياد كشيده مىشوند . 6 - پريدگى ( اختلاج ) اندامان همراه بيمارى آيد . اگر قبل از بيمارى اندامانى به اختلاج گرفتار آيند ، شايد دليل بر آمدن بيمارى باشد . 7 - خواب پريشان ، از خواب مىپرند ، فرياد مىزنند ، كمى در خوابند و كمى بيدار . در خواب چيزهاى هولناك مىبينند و با شبحهاى ناهنجار روبهرو مىشوند ، با تشويش از خواب مىپرند و فرياد مىزنند . 8 - بعضى از اين بيماران بداخلاق مىشوند ، جسارت و خشم غير عادى پيدا مىكنند ، از نور و روشنايى متنفرند ، التهاب و زبرى در زبان پديد آيد و زبان خود را گاز مىگيرند و شايد زبان بماسد ( ورم كند ) . 9 - اكثرا چنين بيمارانى صداشان مىگيرد آب مىخواهند و كمى مىنوشند و اشتهاى غذا كمتر دارند . 10 - شايد دست و پاها بدون سبب خارجى سرد شود . 11 - بول بيمار سرسام چيزى در ميانهء رقيقى و چسبندگى است . نبض بيماران سرسام اگر ورم در اندامى پىآلود باشد كه پيها از رگى سخت باشند ، نبض سخت است . زيرا سختى رگ و ناتوانى نيرو ، خودبهخود فشارآورى بر نبض مىشوند و قوتى به نبض مىدهند . اما اگر بيمار به خطر نزديك شود ، چون خشكى گرد آيد و شدت مىيابد نبض در مرحلهء آخر بسته شدن و در اولين مرحلهء باز شدن سريعتر گردد . و در عين حال نبض ارهاى با نوعى از نبض موجى همراه است . زيرا مغز گوهرى نمناك است . شايد نبض بيمار افزايش يابد ، يا برحسب نياز بزرگ و درشت شود و شايد نامرتب آيد و در اجزاء حالت طبيعى نبض اختلاف افتد . شايد نبض بلرزد كه از لرزش نبض ممكن است غش كردن پيدا شود . مگر اينكه اختلاف و لرزش و تكان خوردن سببش سختى رگ و نيروى زياد باشد كه در اين حالت آژير غش كردن نيست . گاهى روى مىدهد كه نبض « تشنجى » شود كه علامت پيدا شدن تشنج در بيمار است . اگر علامت بيمارى تند و شديد و تبهاى سخت ديدى و بيمار شكمش قبض است ، اين آژير آمدن سرسام است و از جملهء علامتهاى صحيح به شمار مىآيد . علامتهاى پيشدرآمد سرسام قبل از گرفتار آمدن به بيمارى ، فراموشكارى روى مىدهد هر چيز را زود فراموش مىكنند . بدون سبب غمگين مىشوند ، خواب پريشان مىبينند ، سردرد و سرگرانى زياد است ، امتلاء در سر رخ مىدهد .