أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

96

قانون ( فارسى )

مىرويد . به گشنيز سبز شبيه است ، ليكن شاخه‌هايش سرخ و مايل به سياهى است ، نه ساقه دارد و نه گل و نه شكوفه . نيروى درمانىاش را به‌زودى از دست مىدهد . مزاج : جالينوس گويد : مزاج معتدل دارد . اما من مىگويم شايد مايل به گرمى و كمى خشكى باشد . خاصيت : گدازنده ، لطيف‌كننده ، بازكننده ، قابض و بازدارندهء سيلان است . اگر پرسياوشان را با علف الديوك ( علف خروس ) و علف السمانى ( علف بلدرچين ) قاطى كنند نيروى از هم پاشيدن ( هرش ) در آن زياد گردد . آرايش : خاكستر پرسياوشان كه با سركه و روغن زيت مخلوط گردد در علاج داء الثعلب و داء الحيه مفيد است . و اگر با روغن آس و شراب باشد موى را بلند كند و از افتادن موى جلوگيرى كند . دمل و جوش : علاج قرحه‌هاى درونى و خنازير است . زخم و قرحه : ناصور و زخمهاى پليد و مرطوب را مداوا مىنمايد . سر : خاكستر آن مخلوط با آب شورهء سر را از بين مىبرد . چشم : در مداواى التهاب و جوش‌هاى گوشهء چشم ( غرب ) مفيد است . زهرها : شربتش نيش مار و سموم سگ هار و حشرات موذى را علاج است . اندامهاى تنفسى : در تنقيهء شش و تسكين سرفه بسيار نافع است . اندامان غذا : اگر با شراب باشد مانع روان شدن مواد ناسازگار به سوى شكم و معده شود . درد طحال را تسكين دهد و براى يرقان سودمند است . اندامان دفعى : مدر بول است ، سنگ را خرد و حيض را جارى كند ، بچه‌دان را بيرون آورد . زائو را تنقيه كند . نزيف را قطع كند و در اكثر حالات شكم را بند آورد . و به عقيدهء ابن ماسويه مسهل است . جانشين : در مداواى ربو ( برنشيت ) و هموزنش بنفشه و نيم وزنش ربّ مهك را مىتوان به جاى پرسياوشان به كار برد . باذروج ( ريحان كوهى ) : باذروج همان حوك مشهور است . روغن باذروج و روغن مرزنگوش داراى نيروى مشابه هستند . ليكن باذروج از مرزنگوش ضعيف‌تر است و در آن نيروهاى مخالف هست . مزاج : در اول گرم است تا به دوم مىرسد . در ابتداى اول خشك است و رطوبتى زياد از لازم در آن هست كه بيگانه است و از گوهر نيست و اين رطوبت تقريبا به دوم مىرسد . خاصيت : هم قابض است و هم مسهل . زيرا خودبه‌خود قابض است . ليكن گاهى با خلطى برمىخورد كه براى بيرون آمدن آمادگى دارد . خلط را بيرون مىراند كه در اين صورت بايد مسهل باشد . گدازنده ، رساننده ، بادزا است . زود مىگندد و خلط بد و سودايى بوجود مىآورد . تخم بادروج داروى سوداست . دمل و جوش : اگر همراه سركه و روغن گل بر ورمهاى گرم مالند مفيد است . سر : چكانيدن افشره‌اش در بينى خون‌دماغ را متوقف كند ، و بويژه اگر از افشرهء آن و سركهء شراب و كافور فتيله سازند علاوه بر اينكه در علاج خون‌دماغ نافع است براى سنگينى گوش هم مفيد است . باذروج در بعضى از مزاجها عطسه‌آور و در برخى مسكن عطسه است . چشم : ضماد آن پريدن پلك چشم را از بين مىبرد . خوردن آن تم چشم آورد ، زيرا مرطوب است تبخير و در چشم كشيدن افشره‌اش تقويت ديد كند . اندامهاى تنفسى : توانبخش قلب است . شش و سينه را مىخشكاند . پيمانهء يك اسكرجه از آب آن از تباهى نفس جلوگير است و در حالت خون برآوردن دارويى خوب است و شير را به راه اندازد . اندامان غذا : ديرهضم است ، زود مىگندد ، براى معده بد است ، و بويژه آب برگش با معده ناسازگار است . اندامان راننده : قابض است و اگر با خلطى برخورد كه