أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
89
قانون ( فارسى )
اشتها آورد . پياز دوبار پخته پرغذا و تشنگىآور است . و در يرقان سودمند است . اندامان دفعى : دهانهء بواسير را باز مىكند . هر نوع پيازى شهوتانگيز است . آب پياز ملين است و حيض را به راه اندازد . زهرها : آب پياز را با نمك و فيجن برگزيدهء سگ هار مالند نافع است . پياز معمولى گزند بادسام را دفع مىكند - گويند پياز در معده خلط بسيار تر پديد آورد و اين رطوبت اثر بادسام را از بين مىبرد و در اين زمينه بسيار نافع است . بقله يمانيه ( سفيدمرز ) : ديسقوريدوس گويد : در سفيدمرز ابدا خاصيت درمانى نيست ، آبكى است . و همچون ( قطف ) « 1 » : - سلمه - مزهاى ندارد و در بىمزگى سرامد همه گياهان است و از كاهو و كدو رطوبىتر است تغذيهاش كم است و دير نفوذ مىكند زيرا هيچ اثرى از بوره در آن نيست . مزاج : جالينوس گويد : در دوم سرد و تر است . دمل : بر ورمهاى گرم ضماد شود . زخم و قرحه : ريشهء آن بر قرحهء عسلى ضماد نهند . سر : افشرهء آن را با روغن گل مخلوط كنند ؟ سردردى كه از آفتاب عارض شود از بين مىرود . اندامان دفعى : سفيدمرز و بويژه اگر با روغن بادام و آب انار شيرين پخته شود در علاج سرفه مفيد است و تشنگى گرم را فرونشاند . بلبوس : ( موسير ) : موسير پيازى است كوچك و خوردنى كه به پياز نرگس مىماند و برگش شبيه برگ تره است و گلش به بنفشه مىماند . برخى گفتهاند بلبوس همان « زيز » است . گروهى گويند بلكه از تيرهء تلخ پياز است . گمان مىرود كه بلبوس همان اناعيس باشد . بگذار به شرح آن بپردازيم . مزاج : تقريبا هممزاج پياز است و شايد در اول خشك و داراى رطوبتى زائد باشد . خاصيت : بادآور است پراكنده كند ، زبان را زبرى بخشد . آرايش : بر لكههاى سياه چهره مالند و در آفتاب نشينند مفيد است ، اثر قرحه را از بين مىبرد . كام و زبان را زبر گرداند . با زردهء تخممرغ بر زگيل مالند و با سكنجبين براى علاج قرحههاى شيرى نافع است . زخم و قرحه : ضماد موسير كه با سركه باشد براى چربى وسط ماهيچهها سازگار است . و همين ضماد را در نقرس و درد مفاصل به كار مىبرند . اگر تنها بلبوس را ضماد كنند در پيچش عصب ، تركهاى ناخن و گوش خوب است و گاهى بدين منظور موسير را با قاوت ضماد مىنمايند . سر : علاج شوره و سبوسه چركيهاى سر است و بر شكستگى كه از هم نپاشيده است مىگذارند و با زردهء تخممرغ مخلوط مىكنند و بر سر مىمالند . چشم : موسير خودبهخود و با زردهء تخممرغ معالج ( طرفه ) است و اگر سركه را به آن اضافه كنند ( غرب ) را از بين مىبرد و براى مداواى هر ورمى در گوشههاى چشم خوب است . اندامان غذا : موسير سرخ و شيرين با معده سازگار است و ضماد آن كه با عسل باشد درد معده را تسكين دهد . و در مداواى درد معده موسير تلخ بهتر است . غذا را هضم مىنمايد . و با موسير قوهء غذايى طعام بيشتر شود . حتى اگر طعامى كيموس خوب نداشته باشد
--> ( 1 ) - گياهى است ترد و برگ پهن آن را مىپزند و به فارسى آن را ( سرنك ) گويند ( لسان العرب - ق ط ) . قطف : اسفناج رومى كه آن را سرمق فارسى ( سلمه ) نيز نامند ( تحفه ) .