أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

37

قانون ( فارسى )

نرمش و آهستگى و تأنى كوبيد و نبايد بر آن فشار زياد آورد تا بر اثر فشار كوبيدن چنان گرمايى حاصل شود كه نيروى آن‌ها را تباه گرداند . انگم‌ها ( صمغ‌ها ) غالبا اين حالت را دارند و بر اثر كوبيده شدن تأثير خود را از دست مىدهند . اگر آن‌ها را در آب حل كنند بهتر از آن است كه بكوبند . هر دوايى از هر صنفى كه باشد اگر در كوبيدنش افراط شود بىاثر مىماند . نبايد پنداشت كه اجزاى كوچك كوبيده هرچند بسيار ريز هم هريك به تناسب جرم خويش همان نيروى ناكوبيده را در بر دارد گاهى جسم به حدى كاهش مىيابد كه كليهء خاصيت تأثير قبلى را مىبازد . تصور كنيد اگر جسمى بتواند مقدار معينى را حركت دهد و بعدا آن را به دو نيم كنيم باز مىتواند آن مقدار معين را به حركت درآورد ؟ مسلما نه . مثال را واضح‌تر بگويم : بارى داريم كه ده نفر مىتوانند آن را در يك روز تا يك فرسخ راه حمل نمايند آيا پنج نفر مىتوانند آن بار كذايى را بردارند و علاوه بر برداشتن تا نيم فرسخ آن را ببرند ؟ شايد بگوئيم اگر اين بار را نصف كنيم و آن را به پنج نفر بدهيم مىتوانند نقل كنند ولى اگر بار قابل تقسيم نباشد تكليف چه خواهد شد ؟ و اگر هيچ نيمى از آن به دو نيمهء ديگر انتقال‌پذير نباشد چطور ؟ دارو حالت همين بار را دارد . دارو در حالت كل خود قبل از كوبيدن تأثيرى دارد و داراى خاصيت معينى است . اگر به وسيلهء كوبيدن اجزاى آن از هم بپاشند هر جزيى از آن نمىتواند تأثير كلى آن را داشته باشد و نه هر جزيى به اندازهء حجمى كه دارد در حجمى كه به اندازهء آن ريز است تأثير مىنمايد . حتى گروهى بر اين عقيده‌اند كه اجزاى خرد و ريز هيئت و نيروى دارويى را از دست مىدهند اين عقيده دربارهء داروهاى تركيبى به صواب نزديكتر است و بهتر آن است كه در كوبيدن آنها افراط ننمايند . اگر دارويى را زياده از حد لازم بكوبند ( خرد كنند ) خاصيت دارويى خود را رها كند و اثرات ديگرى از آن سر زند . مثلا دارويى كه خلط يا درد را بيرون مىراند ، اگر در كوبيدن آن افراط كنند خاصيتش را از دست مىدهد و تنها مواد آبكى را دفع مىنمايد . زيرا نيروى قبلى را از دست داده است و آن‌قدر ريز شده كه بسيار زود نفوذ مىكند و به اندامى مىرسد كه مورد نظر نبوده است و كنش را قبل از وقت نشان مىدهد . در اين زمينه جالينوس حكايتى دارد و مىفرمايد : مخلوطى حاوى زيره را براى رفع يبوست مزاج به عنوان ( ملين ) كه خاصيت او است كوبيدم و در اين كوبيدن افراط ورزيدم به جاى رفع يبوست مزاج ، حالت داروى ادرارآور پيدا كرد . پس نبايد داروهاى داراى گوهر لطيف را بسيار كوبيد ، اما داروهايى كه گوهر متراكم دارند به كوبيدن زياد نيازمند هستند و به ويژه اگر بخواهيم داروى گوهر متراكم را به راه دور بفرستيم و در عين حال علاوه بر تراكم سنگين نيز باشد . مانند : بسّد « 1 » ، مرواريد ، مرجان ، شاه‌دانه و همانند آنها . سوزاندن دارو برخى از داروها را بايد سوزاند تا از تأثيرش كاسته شود و برخى را به اين منظور بايد سوزاند تا تأثيرش بيشتر گردد . كليهء داروهاى تندى ( حاد ) كه داراى گوهر لطيف يا معتدل هستند بر اثر سوختن گوهر آتشى كه در بر دارند تحليل مىرود و مىكاهد و ازاين‌رو گرمى و تندى آنها هم رو به كاهش

--> ( 1 ) - بسّد : در فرهنگ معين به معنى مرجان آمده است ليكن بسّد سنگى سرخ‌رنگ دريايى است و غير مرجان است .