أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

33

قانون ( فارسى )

اندام مىآيد فاسد نمايد و به وسيلهء تحليل رطوبت مزاج اندام را چنان به تباهى كشاند كه براى تبديل شدن به جزيى از اندام به كار نيايد . داروى معفن نه مىسوزاند و نه مىخورد بلكه رطوبتى تباه كه حرارتى بيگانه در آن است در اندام باقى مىگذارد ، در نتيجه عفونت روى مىدهد . زرنيخ و تافسيا ( صمغ سداب كوهى ) و نظاير آنها از اين دسته‌اند . 20 - داروى داغ‌گذار ( كاوى ) : داغ‌گذار دارويى را گويند كه پوست را مىسوزاند و خشك مىگرداند . پوست از اثر آن چنان سفت مىشود كه گويى سوختگى ناشى از آتش است . آن‌گاه گوهر پوست راه را بر خلط سيال مىبندد تا نتواند بيرون آيد . اين جاى داغ و سوختگى بر پوست را « خشك ريشه » مىنامند . چنين دارويى را براى بند آمدن نزيف شرايين ( خونريزى شرايين ) و حالات مشابه آن به كار مىبرند . زاج و قلقطار ( زاج زرد ) از داروهاى داغ گذاراند . 21 - داروى پوست‌كن ( قاشر ) : دارويى است كه اجزاى فاسد پوست را مىزدايد و در معالجه بهق و كلف و غيره به كار مىآيد مانند قسط و راوند ( ريواس ) . 22 - داروهاى سردكننده ( مبرّد ) : داروهاى سردكننده ( مبرّد ) كه معروف است . 23 - داروى توان‌بخش ( مقوّى ) : دارويى كه هيئت و مزاج اندام را از آسيب نگهدارد و نگذارد مواد زائد بر آن اثر گذارند مقوى ناميده مىشود . چنين دارويى يا خاصيتى در خودش دارد مانند گل مختوم و ترياق و يا اين اثربخشى از اعتدال مزاج آن دارو است كه گرمتر را سرد و سردتر را گرم مىنمايد . جالينوس اين اعتدال را در روغن گل محمدى مىبيند . 24 - داروى بازدارنده ( رادع ) : بازدارنده ضد جذب‌كننده است و عبارت از دارويى سرد است كه اندام را سردى مىبخشد و در نتيجهء اين سردى تراكم در اندام بوجود مىآيد و سوراخ‌هاى ريز اندام تنگ مىشوند و حرارت جذب‌كننده‌اش كاهش مىيابد و مايعى كه به سوى آن در جريان است بند مىآيد يا منعقد مىشود و به اندام نمىرسد و اندام آن را نمىپذيرد ، مانند تاجريزى ( عنب الثعلب ) كه در معالجهء دمل‌ها ( اورام ) استعمال مىشود . 25 - داروى غليظكننده ( مغلظ ) : غليظكننده مقابل رقيق‌كننده است و بر دارويى اطلاق مىشود كه قوام رطوبت را از آنچه هست غليظتر مىگرداند و اين يا به وسيله خاصيت منجمدكنندگى يا منعقدكنندگى يا مخلوط شدن صورت مىگيرد . 26 - داروى مفحج ( فاصله‌انداز ) : دارويى را به اين اسم نامند كه ضد هاضم و رساننده ( پزنده ) باشد . به وسيلهء سرد مزاجىاى كه دارد تأثير گرماى غريزى و حرارت بيگانه را در غذا خنثى مىسازد . غذا نه هضم مىشود و نه به پختگى مىرسد . 27 - داروى تخديركننده ( مخدّر ) : مخدر عبارت از دارويى است كه بسيار سردمزاج است و به حدى اندام را سرد مىكند كه گوهر روح حامل نيرو و حس و حركت در مزاج آن اندام سرد مىگردد و گوهرش غليظ مىشود و قواى نفسانى نمىتواند از آن استفاده كند . مزاج اندام نيز از سردى دارو به همين حالت درمىآيد و از قواى نفسانى تأثيرپذير نخواهد ماند . افيون و بنگ از اين قبيل‌اند . 28 - داروهاى مرطوب‌كننده : معروف است .