أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

315

قانون ( فارسى )

روغنش نيز همين تأثيرها را دارد و بسيار نرم‌كننده است و مزاجش تقريبا رساننده و بازكننده است ليكن از خود شبت گرمتر است . شبت سبز از شبت خشك بيشتر رساننده و شبت خشك از سبز تحليل‌برنده‌تر است . ورم : ورمها را مىرساند . قرحه : خاكسترش در علاج قرحه‌هاى سست و شل نافع است . مفاصل : روغنش درد مفاصل و شبيه آن را آرام كند . سر : شبت و بويژه روغنش خواب‌آور است . افشره‌اش در علاج درد گوش كه سودايى باشد و در برچيدن رطوبتهاى گوش مفيد است . چشم : هميشه بخورند ديد را ضعيف كند . سينه : شبت و تخم شبت شير را به راه اندازد و بويژه در كسى كه شير بسيار دارد ، بسيار مؤثرتر است كه شير را زيادتر كند . اندامان غذا : سكسكه‌اى كه ناشى از بالا آمدن طعام و پر شدن معده باشد علاجش با شبت است . جالينوس فرمايد : شبت براى معده زيان دارد و تخم شبت استفراغ‌آور است . اندامان راننده : آب‌پزش حقنه شود - يا در آن بنشينند - درد و پيچش روده تسكين يابد ، منى قطع شود . تخم شبت بواسير برآمده را قطع كند . خاكسترش داروى قرحهء ذكر و پيزى است . شمع : در فصل ميم موم را گفتيم و گفتيم شهوت‌انگيز است . شبرم ( گاوكشك ) : در كشتزار مىرويد . نىاى باريك و راست و كركدار دارد . و بفكر من برگش مانند برگ ترخون است و شير هم دارد . گزينش : شبرم خوب آن است كه سبك مايل به سرخى شبيه پوست پيچيده و اليافش باريك باشد . اما آن نوعى كه دوچوبه است و كم الياف است و آن نوع كه ستبر و رنگ سرخيش اندك و سخت و نخى است خوب نيستند . گاوكشك ايرانى هم ناپسند است و نشايد آن را به كار برد . مزاج : حنين گويد : در اول دوم گرم و در آخر سوم خشك است . ليكن شيرش در اول و دوم و تا چهارم بسيار گرم و خشك است . خاصيت : گيرنده و تند است و دهانهء رگها را مىتركاند و ازاين‌رو از استعمالش پرهيز مىكنند . زيرا اگر با ضدش آن را اصلاح كنيم هيچ بهرهء دارويى در آن نمىماند كه اين موضوع را در جاى خود شرح مىدهيم . گاوكشك عموما با مزاج سازگار نيست و بويژه با مزاج گرم بسيار ضد است . سر : شيرش در كشيدن دندان كمك مىكند . اندامان غذا : به زيان معده و كبد است . اما اگر آن را در افشرهء كاسنى و رازيانه و تاجريزى سه روز خيس نمايند و سپس خشك كنند و با نمك هندى و تربد و هليله و الوا مخلوط كنند و از آن حبوب سازند در علاج استسقا بسيار مفيد است . اندامان راننده : سودا و بلغم و آب را اسهال دهد . در طب قديم آن را در داروهاى مسهل به كار مىبردند . اما چون زيان جنسى و آب پشت در بر داشت و رگهاى پيزى را مىتركانيد و در حال اصلاح كردن به درد دارويى نمىخورد ، آن را ترك كردند . و طريقهء اصلاحش چنين بود : بايستى يك شبانه‌روز قبل از كوبيدن در شير مىماند و بارها اين خيسانيدن در شير تكرار مىشد و تأثيرات خود را بسيار از دست مىداد و ياراى بركندن خلطهاى بد را نداشت . اما كسى كه در به كار بردنش ناگزير است بايد برگهاى اين گياه را با انيسون و رازيانه و زيره بياميزد و مقدار خوراكى از يك دانگ يا چهار دانگ است . اما شيرش خوب نيست و من خوردنش را تجويز نمىكنم . اگر از خوردن اين گياه اسهال زياد از حد شد بايد در آب سرد نشينند . و براى علاج قولنج بايد با اشه و مقل و سكبينه و كمى مدفوع گرگ چنان كه در بحث قولنج آمده است