أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

312

قانون ( فارسى )

زهرها : پادزهر نيش كژدم و رتيل و سم‌خوردگى است . شنجار ( گل قاصد ) : شنجار همان خس الحمار ( كاهوى خر ) است . و چندين نوع دارد . برگش همانند برگ كاهو است . دندانه‌دار و خاردار و مايل به سياهى است و در تابستان سرخ‌رنگ مىشود و چوبش به رنگ خون است و دست را رنگ مىكند . گزينش : برگش از همه اجزائش ناتوانتر است . مزاج : در اول سرد و در دوم خشك است . خاصيت : نوعى كه ( انوقليا ) نام دارد . گيرنده است و تلخ‌مزگى دارد . اما ( فلوسى ) « 1 » نامش از انوقليا گيرنده‌تر است . و ( انولوس ) نام از هر دو تند و تيزمزه‌تر است . و آن نوعى كه نام ندارد تقريبا مثل انولوس است . همه انواعش گيرنده و خشكاننده است و اگر با روغن بر تن مالند عرق مىآورد . آرايش : بر پوست ماليدنش علاج بهك و يرقان است . ورم : با پيه ضماد كنند و بر ( تقشر ) پوست انداختن گذارند نافع است . و اگر شنجار و بويژه فالوس « 1 » نام را با مرزهء كوهى بر ( جمره - اخگر ) گذارند مفيد است . قرحه : با موم و روغن گل به كار برند قرحه‌ها را شفا دهد . سر : بهترين درمان درد گوش است . اندامان غذا : همه و بويژه نوع انوقليا در علاج سپرز و يرقان مفيد و پوستش معده را دباغى كند . اندامان راننده : يك مثقال و نيم از نوع بينامش با كرويا - يا زوفا - يا ترتيزك بيابانى بخورند داروى كرم و كرم كدو است . نوع انوقليا نام داروى درد گرده است . زهرها : خوردن و ضماد گذاشتن آن نوع كه ( يافسوس ) « 2 » نام دارد پادزهر نيش مار است و نوع بينام در پادزهرى با آن برابر است . شلّ ( به هندى ) : دارويى است از هند و به زنجفيل مىماند . مزاج : در دوم گرم و خشك است . خاصيت : تلخ ، گيرنده ، تندمزه ، بادشكن . قوتش با قوت عسل برابر است و در تحليل بردن شگفت‌آور است و نرم‌كننده هم هست . مفاصل : براى درد عصب و گسستگىها خوب است . شوكران ( بيخ تفتى ) : ديسقوريدوس گويد : گياهى است كه مردم گرگان آن را ( بوط ) خوانند . ساقه‌اش چون ساقهء رازيانه گره‌دار است و برگهاى بزرگش به برگ ( يارنعس ) شبيه و از آن نازكتر است . بوى گران دارد . شاخه‌ها در طرف بالايى قرار دارند و تاج گلش گلى سفيد مىدهد و تخمش به تخم شبت مىماند ليكن از تخم شبت سفيدرنگ‌تر است . ريشه‌هايش مجوف و بسيار در زمين فرو نرفته‌اند . اين گياه يكى از داروهاى سمى است و بوسيلهء سردى دادن مىميراند . قبل از آنكه تخم خشك شود گياه را عموما يا برگهاى گياه را مىكوبند و مىفشرند و افشره را در آفتاب مىخشكانند و به منظور دارويى به كار مىبرند و فوائد بسيار از آن مىبينند . روفس گويد : برگ شوكران چون برگ مهرگياه و از مهرگياه بسيار زردرنگتر و بيخش باريك است و مورد استفاده نيست و تخمش به رنگ ننه‌حوا و از آن بزرگتر است . نه مزه دارد و نه بويى و داراى مادهء لعابى است . مسيح گويد : شوكران از تيرهء بيش است و درست نگفته .

--> ( 1 ) - اول فلوس نوشته و بعدا فالوس است ! شايد غلط چاپى باشد . ( 2 ) - اول نام ( يافسوس ) نيامده است . با اين حساب انواع گياه نامبرده پنج است .