أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
295
قانون ( فارسى )
را مىسوزاند و كبره بر زخم گذارد . سر : داروى خوندماغ است . در علاج ورم لثه و ورم ( نغانغ ) مفيد است . چشم : در سرمه مىريزند ديده را جلا دهد و خلط جمعشده در پلك را رقيق كند . اندامان راننده : خونريزى زهدان را قطع كند . قنابرى ( برغست ) : مزاج : در اول گرم است . خاصيت : لطيف ، زداينده ، تكهكننده . پولس گويد : برغست و بويژه آنچه در نمك نگهدارى شده ، سودا بوجود آورد . آرايش : لكههاى سياه و بهك را مىزدايد . و بدون شك خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين بردارندهء وضح ( لكههاى سپيد صورت ) است ، كه در ظرف چند روزى اين كار را مىكند . و اين دارو را عربها مىشناسند . زخم و قرحه : ضماد برگش قرحه پليد پستان را علاج است . سر : آبش را به بينى كشند رطوبتهاى غليظ مغز را علاج كند . نفسكش : شش را مىپالايد و راهبندانها را باز كند . اندامان غذا : راهبندانهاى كبد و سپرز را باز مىنمايد . اندامان راننده : آبش شكم را روان سازد ، ضماد برغست علاج بواسير است و درد و پيچش روده را بازدارد و سفتى زهدان را نرم كند و كيموسهاى غليظ را بيرون راند . زهرها : برغست پادزهر همهء حشرات موذى است . قسوس ( عشقه ) : عشقه به رنگهاى سياه و سفيد و سرخ هست و هر سهگونهاش تند و گيرنده مىباشد . يكى از انواعش را ( لادن ) مىگويند . قسوس اصلا لادن يا غير لادن باشد با لادن همكنش است . مزاج : گرايش به گرمى دارد . و شايد بعضى از آنها سرد باشند . ليكن لادن در آخر دوم گرم است . خاصيت : با عصب سازگار نيست . عشقه و بويژه برگش گيرندگى دارد و گلش قبوضيت دهد . اما عشقهاى كه به لادن مشهور است گرم است و دهانهء رگها را مىگشايد و ملين است . آرايش : آبى كه از آن مىتراود ، شپشكش است و موى را مىسترد . لادن را با شراب ( ادرومالى ) آميزند و بر اثر قرحه مالند خوب دوايى است . لادن را با شراب و مر و روغن آس قاطى كنند از ريزش مو جلوگير است . اما چون تحليل بردنش كم است به جايى نرسيده كه در علاج داء الثعلب مفيد باشد . زخم و قرحه : در شراب بپزند و ضماد كنند . براى قرحه بسيار علاج خوبى است ، سرايت قرحهء پليد را بازدارد . از عشقه و موم و روغن گل مرهم سازند و بر سوختگى گذارند بسيار مفيد است . مفاصل : براى عصب زيانآور است . سر : افشرهء عشقه را با روغن زيتون و نطرون و عسل مخلوط كنند و به بينى كشند سردرد مزمن از بين برود . اگر بالائيهاى ( رئوس ) عشقهء سياه را بفشرند و افشره را در پوست انار گرم كنند و برعكس طرف دندان دردمند در گوش چكانند درد دندان تسكين يابد . آب عشقه را به بينى كشند سر را مىپالايد و آب بينى هميشگى را از بينى خشك كند و قرحهء بينى را مىخشكاند . اندامان غذا : عشقهء سبز را با سركه ضماد گذارند بنفع سپرز است . اندامان راننده : بار سه انگشت از گل سفيدرنگ عشقه را با شرابى بخورند و در روز دوبار اين كار را بكنند . علاج ديزانترى است . ضماد عشقهء سبز و شكوفههايش خون حيض را راه اندازد . بعد از حيض يك درخمى عشقه را دود كنند و بركشند مانع باردارى است . شاخهاش را كه سرش به سوى درون باشد بردارند حيض را بيرون ريزد ، بچه را بيرون آورد . دود بركشيدن لادن همينكه به مشيمه رسد بچه را