أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

285

قانون ( فارسى )

بويژه زخمى كه بر عصب باشد اگر صدف و گوشت صدفى و كندر و مر بر او نهند و اگر با گرد آسياب هم باشد داروى خوبى است و زخم را شفا دهد . جالينوس شخصا حلزون را بدون هيچ آميزه‌اى براى علاج زخم به كار برده است . مفاصل : صدف را ضماد كنند علاج درد مفاصل و نقرس است و ورم مفاصل را فرو نشاند . سر : سوختهء صدف فرفيرى و بويژه اگر با نمك سوخته شود دندان را جلا دهد . صدف را بسايند و با سركه آميزند خون‌دماغ را قطع مىنمايد . چشم : صدف را با گوشتش بسوزانند و سوخته را بشويند و در چشم كشند آماس پلك را فرو نشاند ، سفيدى و تم را از چشم بزدايد . اگر گوشت صدفى را كه به ( طيلس ) كهنه مشهور است ، بسوزانند و سوخته را با قطران بسايند و بر پلك مالند مانع رويش مو مىشود . مادهء لزجى كه بر حلزون بيابانى است موى برگشتهء پلك را مىچسباند . همين مادهء لزج - گويند - اگر پيشانى را بدان بيندايند از ريزش مواد به چشم جلوگيرى كند و موى را نيز مىچسباند . اندامان غذا : گوشت صدفى كه ( فروفس ) نام دارد براى معده خوب است . گوشت هر صدفى كه برشته و پخته نباشد درد معده را تسكين دهد . صدف فرفيرى را با سركه خورند علاج سپرز است . ضماد صدف را بر استسقا گذارند تا پايين نياورد جدا نمىشود ، و بايد بگذارند تا خودش بيفتد . و بويژه در علاج استسقاء صدف بيابانى كه بسيار خشكاننده است از ساير صدفها مؤثرتر است . اندامان راننده : گوشت صدف فرفيرى ملين نيست . گوشت صدفى كه مردم شام آن را ( طالبيس ) گويند ، تا تر است و بويژه آبگوشتش ملين است و همچنين آبگوشت صدفهاى كوچك ملين است . دود بركشيدن از سوختهء صدف فرفيرى علاج خفگى زهدان است و بچه‌دان را بيرون آورد . دود گوش‌ماهيهاى ساحلى از قبيل ( خوش‌بوى - عطر الرائحه ) بابلى ، قلزمى ، در علاج خفگى زهدان مفيد است و صرع‌زدگان را به هوش مىآورد . و بويش نوعى اثر خايهء سگ آبى دارد . صدف را بردارند حيض را ريزش دهد . گويند : صدفى كه نامش ( فوحيل ) است اگر صدف و گوشت باهم بسوزد و خاكسترش را با مازوى سبز و فلفل سفيد بياميزند ، قرحهء روده را به شرطى كه تر باشد و گنديده نباشد به كلى خوب مىنمايد . مقدار و نسخهء دارويى از اين قرار است : چهار وزن خاكستر صدف . نيم وزنش مازوى سبز ، يك‌چهارم فلفل باهم مخلوط مىشوند و در غذا ريزند يا با شراب مىخورند . زهرها : گوشت صدف پادزهر سگ هار است . صمغ : گزينش : صمغ عربى كه صاف و كم‌چوب باشد از همه بهتر است . مزاج : همهء صمغها بسيار گرمند . خاصيت : گيرنده ، چسباننده ، خشكاننده و تقويت‌كننده است . صمغ اقاقيا بسيار قوى است و ازاين‌رو در داروهاى پادزهرى وارد است . سينه : سرفهء گرم را نرم كند . زيان قرحهء روده را دفع مىنمايد . صدا را صاف مىكند . اندامان غذا : معده را توان بخشد . صابون : قرحه‌آور و گنداننده است . قولنج را تحليل برد و بلغم خام بيرون آرد . صحنات ( ماهيابه ) : خاصيت : خشكىبخش و زداينده و بدخلط است . قرحه : سبب گرى و خارش است . مفاصل : در علاج درد سرين بلغمى نافع است . آرايش : بوى گند دهانى را مىزدايد كه از معده برآيد .