أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

27

قانون ( فارسى )

كنش‌هاى مزه‌هاى بهم آميخته اگر گس و تلخ را به هم آميزند ، كنش آن زدودن همراه با قبض است اگر گس و تلخ باهم باشند در چند حالت نافع هستند : 1 - براى شفا بخشيدن زخم‌هايى كه كمى فروهشتگى دارند . 2 - براى بازنمودن انسداد عموما . 3 - براى طحال ، به شرطى كه تلخى در اين تركيب زياد ضعيف نباشد مفيد است . بطور كلى هرگاه مزه‌هاى گس و تلخ باهم باشند براى معده و كبد مفيد هستند . مزهء تلخ مطلق يا تند مزهء خالص هر دو براى احشاء زيان‌آورند ، اما اگر تلخ همراه قبض باشد براى آن نافع است . زيرا تلخى مىزدايد و قبض قوت درون را نگهدارى مىكند . امكان دارد كه در قابض تلخ يا در قابضى كه تلخى زياد در آن نيست قوتى موجود باشد كه به وسيلهء فشارى كه مىآورد صفرا و مواد آبكىها را بيرون براند . اما قابض تلخ به ويژه در حالتى كه قابض قوىتر از تلخى باشد داراى قوتى نيست كه بتواند بلغم لزج را دفع كند اين حالت را در خاراگوش ( كشور رومى ) مىتوان يافت . احشاء بطور عموم مزهء شيرين كه همراه قابض باشد مطلوب احشاء است . زيرا شيرين قابض هم لذيذ است و هم مقوى و از آنجا كه شيرين همراه قبض به حالت اعتدالى مىماند زبرى مرى را نافع است . هر چيزى كه مزهء گسى خشك‌كننده يا قبضى خشكى دهنده در آن است اگر همراه آن گسى يا قبضى ، چربى يا بىمزگى يا شيرينى يا هرچه مانع گزش است باشد باعث رويش گوشت مىشود . هرآنچه تركيبش از گوهر آتش و خاك باشد و قبضى و تندى يا قبضى و تلخى در آن موجود باشد براى زخم‌هايى كه رطوبت تباه دارند نافع است و در شفا بخشيدن زخم‌ها بسيار فعال مىباشد . در هر حال نيروى حاصل از مزه‌ها ارتباط با نيروى مادهء آنها و مادهء خوراكى آنها دارد و بايد قياسى را در اين‌باره ملاحظه كرد كه ما شرايط آن را ذكر كرديم . اين بود شرح و بيان ما در زمينهء چشيدنىها و هرآنچه كه بايد اصل قياس قرار گيرد . استفاده در حدى كه ما گفته‌ايم براى طبيب كافى است . ليكن تحقيقات دامنه‌دارتر در اين‌باره بر عهدهء علم طبيعى است . شناخت دارو به وسيله بوى منشأ هر بويى گرمى ، يا سردى است ؛ ولى در اكثر حالات بوهايى كه شايستگى بوييدن يا استنشاق دارند از حرارت بوجود مىآيند . زيرا در اكثر موارد ، علت نزديك شدن بو به قوه بويايى ، گوهرى است لطيف و بخارى هرچند ، گاه ممكن است كه از طريق استحاله هوا باشد بىآنكه چيزى از شىء بودار تحليل رود ، ولى آنچه كه در اكثر موارد صادق است همان صورت اول است . تمام بوهايى كه از آنها احساس سوزش مىشود و يا گرايش به طرف شيرينى دارند از گرما منشأ گرفته‌اند و هر نوع بويى كه ترش احساس مىشود يا بوى نا ( كفك ) مىدهد سرد است . بوهاى خوش ( عطرى ) اكثر گرم مزاجند مگر آنهايى كه رطوبتى همراه دارند و آرامشى براى روح و نفس در بر دارند : مانند كافور و نيلوفر ، در جسم اين‌گونه از مواد بوييدنى ، گوهر سردىبخش موجود است كه همراه بوى به مغز راه مىيابد . هرچه خوش‌بو است گرم است و هم‌چنين هر نوع از افاويه گرم مزاجند و اين گرم مزاجى است كه مايهء سردرد مىشوند .