أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

246

قانون ( فارسى )

بياميزند تا هيچ خطرى در بر نداشته باشد . محمودهء جرمقانى خوب نيست . و يكى ديگر از دستور آماده كردن محموده براى به كار بردن اين است كه محموده را در داخل سيب جاى دهند و سيب را در خمير پيچند بريان كنند و تخم شبت و تخم هويج بيابانى را به آن اضافه كنند و به روغن بادام بيالايند . ديسقوريدوس گويد : محمودهء خوب بسيار زبان‌گز نيست . اگر زبان‌گز بود دليل اين است كه چيزى در آن ريخته‌اند و غش كرده‌اند . بدترين نوع محموده آن است كه از شام يا از فلسطين مىآرند كه اين هر دو نوع تقلبى هستند و يتوع را به آن اضافه كرده‌اند و متراكمند . مزاج : در سوم گرم و خشك است و گرمى از خشكى بيشتر است . خاصيت : زداينده و گدازنده است و دشمن معده و كبد است . آرايش : بهك و برص و لكه‌هاى سياه صورت را مىزدايد . زخم و قرحه : با عسل و روغن زيتون بپزند و ضماد كنند و بر زخم نهند فايده دهد . جوش : با سركه بر گرى چركين مالند خوب مىشود . مفاصل : با سركه و سوسن ضماد شود درد مفاصل و سرين را از بين ببرد و در علاج عرق النسا نافع است . سر : بيخ گياه و افشرهء آن با سركه و روغن گل سردرد را دوا كند . محموده را با سركه و روغن گل مخلوط كنند و بر پيشانى كسى كه سردرد هميشگى دارد بندند خوب مىشود . سينه : قلب را مىآزارد . اندامان غذا : با معده و كبد هيچ سازگار نيست و بسيار زيان در بر دارد . افسردگى آرد . دل بهم خوردن و تشنگى و بىاشتهايى بدنبال دارد . اصلاحش با يك برابر تخم كرفس و انيسون است . اندامان راننده : در اسهال دادن زرداب بسيار فعال است . اما اثرش در مملكتى تا مملكتى و از هوايى بهوايى فرق دارد . حتى من خودم در كتاب يكى از اطباء نسخهء آن را كه شربت اسهالى بود ديدم زياد از اندازهء متوقع بود . پس بايد طبيب قبل از هر چيز نيروى بيمار و قوت اندامان بيمار و هواى محيط زيست را در نظر بگيرد . آنگاه مقدار تناولى را تجويز كند . محموده زيان به روده مىرساند . و شايد از خوردنش بچه بيندازند . تناول وزن يك ( درخمى ) از بيخ گياه محموده مراره و بلغم را بيرون راند . بعضى گويند اگر كسى مقدار نيم درهم كه نسبتا خارج از حد معمولى است تناول نمايد ، در اول قبض مىشود بعدا به افسردگى برخورد مىكند و دلش بهم آيد و عرقى سرد مىكند و بعد از آن شايد به اندازه‌اى اسهال كند كه شخص را بميراند . اگر به قصد اسهال بىخطر استعمال كنند بايد وزن شش قيراط از بيخ گياه محموده را با كنجد يا تخمهاى ديگر مخلوط كنند و بخورند . بعضى از اطباء بر اين عقيده‌اند كه مقدار تناولى آن كه اسهال كامل دهد سه قاشق است . و اگر اسهال ميانه باشد دو قاشق و اگر حد اقل باشد يك قاشق كافى است . ليكن آنها كه اين دستور را داده‌اند دوا را به قرار زير درست مىكرده‌اند : شير گياه محموده : شش ( قوانوس ) . با شش قوانوس نمك مخلوط مىكردند و بخورد شخص مورد نظر مىدادند كه ما در اين دور و زمان چنين نمىكنيم . طبيبى گفته است : اگر به اندازهء كم از محمودهء كهنه تناول شود بول را ريزش دهد و اسهال نمىكند . و اگر با الوا - يا با لوبيا گرگى و نمك و تخمهاى خوشبوى باشد بسيار كمش همين كار را مىكند . اگر فتيله پشمى را با محموده بيالايند و بردارند بچه را در زهدان مىكشد . زهرها : تناولش يا ماليدنش بر اندام پادزهر نيش كژدم است . سكبينج ( سكبينه ) : درخت سكبينه خودش بهره‌اى ندارد و هرچه هست در انگم آن است . گويند نوعى