أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

240

قانون ( فارسى )

بخورند داروى عسر بول است و مواد رطوبى ناساز را از رسيدن به مثانه بازدارد . و در علاج قرحهء روده مفيد است . و شكم را از زائده‌هاى ناسازگار حفظ مىنمايد . جانشين : نيم وزنش پوست انار و برابرش انزروت سرخ . سقورديون ( سير بيابانى ) : از سير كاشتنى بسيار ريزتر است برگ و ساقه‌اى دارد كه بر ساقه گلى سفيدرنگ پديدار است . در فصل بيست و سوم كه به بحث سير ( ثوم ) مىرسيم اين را هم شرح خواهيم داد . مزاج : تا سوم گرم و خشك و به عقيدهء بعضى تا چهارم خشك و گرم است . خاصيت : لطيف و زداينده و بازكننده . زخم و قرحه : زخمهاى بزرگ و پليد را خوب مىكند . مفاصل : در علاج گسستگى ماهيچه داروى خوبى است . سك : ( نوعى حب كه از جوشيدهء مازو و شيرهء خرما مىسازند ) . . . در اصل اين دارو را از چين مىآوردند كه از آمله بدست مىآمد . ليكن حالا كه دسترسى بدان نيست از مازوج و خرما درست مىكنند چنان كه رامك را مىسازند . مزاج : اگر مشك بدان اضافه نكرده باشند در اول گرم و در دوم خشك است . و اگر با مشك باشد در سوم گرم است . خاصيت : تا ساده است قبض و توان‌بخش درون است . و خوش‌بو شده‌اش گدازنده و بسيار بازكننده است . مفاصل : براى درد مفاصل خوب است . اندامان راننده : بعضى گويند سك همراه مشك شهوت‌انگيز و قبض است و از خونريزى نافع است . سرطان نهرى ( خرچنگ رودخانه‌اى ) ديرهضم است و غذاى بسيار دهد . با ماش بپزد بهتر مىشود . خاصيت : پيكان و خارها را بيرون كشد . سرطان دريايى لطيف‌تر است . آرايش : خاكسترش با عسل پخته تركهاى پاى را كه ناشى از سرما باشد خوب مىكند . سوختهء خرچنگ را در داروهاى ضد بهك و لكه‌هاى سياه‌پوست به كار مىبرند . ورم و جوش : ضماد خرچنگ را بر دملهاى سخت نهند نرم مىنمايد . سينه : گوشت خرچنگ و آبگوشت خرچنگ و بويژه اگر با شير ماچه‌خر باشد در علاج سل نافع است . اندامان راننده : خاكسترش با عسل تركهاى اطراف پيزى را خوب مىنمايد . زهرها : خوردنش يا ضمادش از نيش كژدم و رتيل سودمند است . خاكسترش را با عسل بخورند پادزهر سگ هار است . از سرطان و كف الذئب دارويى مىسازند كه براى سگ هارگزيده بسيار نافع است و اين دارو مشهور است و چگونگى معالجه با اين دارو را مىتوان در باب ويژه به سمها ياد گرفت . پنداشته‌اند كه اگر آن را با ريحان كوهى به كژدم نزديك كنند كژدم فورا مىميرد . سرطان بحرى ( خرچنگ دريايى ) : اگر گفتيم خرچنگ دريايى منظور همه خرچنگهاى دريايى نيست . نوعى كه منظور ما است همه اندامش سنگى است . شخصى مورد اعتماد مىگفت در درياى چين اين نوع از خرچنگ هست كه از دريا بيرون مىآيد و به آبهاى كنار دريا كه غير از آب دريا هستند وارد مىشود و در آنجا مىميرد . و گاهى همين‌كه از دريا بيرون آمد مىميرد و سخت مىگردد و سنگى مىشود . شخصى